گورین بو يهكسانی
فعالان كُرد کمپین یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیضآمیز
|
|
دوشنبه 30 اردیبهشت 1387 کمپین آزادی برای روناک صفازاده و هانا عبدی کمپین "آزادی برای روناک صفازاده و هانا عبدی" بدون هرگونه وابستگی سیاسی، حزبی و گروهی صرفا در جهت آزادی این دو فعال حقوق زنان تشکیل شده تا بتواند با ایجاد هم صدایی و اطلاع رسانی در مورد این عزیزان در جهت آزادی آنان گام بردارد .این کمپین از هرگونه همکاری و حمایت استقبال کرده و از همه ی عزیزانی که خواهان آزادی بی قید و شرط روناک و هانا هستند دعوت به عمل می آورد . بیانیه حمایت از روناک صفازاده و هانا عبدی هشت نیروی امنیتی در تاریخ سوم مهر ماه سال هشتاد و شش٬ روناک صفازاده، بیست و یک ساله، فعال حقوق زنان را هنگامی که وی در حال ترک خانه برای رفتن به محل کارش در سنندج بود بازداشت کردند. مسئولین دادگاه هیجده روز پس از تاریخ بازداشت به خانواده اش اطلاع دادند که آنها قرار بازداشت موقت وی را برای یک ماه بیشتر تمدید کرده اند. خانواده صفازاده تا کنون قادر به ملاقات وی نشده اند و همچنین دادگاه اجازه بررسی پرونده را به وکلایی نداده است که حاضر شدند به صورت داوطلب نمایندگی حقوقی پرونده وی را بر عهده گیرند. همچنین٬ هفت مامور٬ هانا عبدی٬ دیگر مدافع حقوق زنان را پس از خروج وی از خانه پدربزرگش در تاریخ یازدهم مهر ماه سال هشتاد و شش در سنندج بازداشت کردند. هانا عبدی و روناک صفازاده هر دو عضو انجمن زنان کردستان "آذرمهر" هستند .این انجمن در زمینه برگزاری کارگاه های ظرفیت سازی و همچنین فعالیت های ورزشی برای زنان در شهر سنندج و دیگر نقاط استان کردستان فعالیت می کند. آنها همچنین در کمپین یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین ناعادلانه جنسیتی فعال بودند. پس از گذشت ماه ها، هم چنان این دو فعال در زندان به سر می برند و این در حالی است که به نقل از مادر روناک٬ او بیمار است و در شرایط جسمی و روحی مساعدی قرار ندارد و خانواده ی هانا نیز به شدت نگران شرایط او هستند. ما جمعی از فعالین حقوق بشر٬ فعالین عرصه های سیاسی، کارگری، اجتماعی و زنان در ایران و خارج از ایران٬ ضمن محکوم کردن هر گونه تعلیق، اخراج، دستگیری و پیگرد دانشجویان و فعالین سیاسی، زنان٬ کارگری و اجتماعی، خواهان آزادی فوری و بدون و قید و شرط آنان هستیم و از روناک صفازاده و هانا عبدی تا آزادیشان و بازگشتشان به آغوش خانواده حمایت می کنیم. | + | بخش: نامههایشما |
پنجشنبه 26 اردیبهشت 1387 بیانیه انجمن فرهنگی و اجتماعی زنان آذرمهر کردستان کمپین "يك ميليون امضاء برای تغيير قوانين تبعيضآميز" نیاز همهی زنان ایرانیست. زنانی که در مرزهای جغرافیایی مشترکی با هم زندگی میکنند. تفاوتی نیست میان زن کُرد و بلوچ و ترک و لر و فارس، زیرا این قانونها برای همه مشترک است و همهی اقشار جامعه را در بر میگیرد از قومیتها و طبقات. تفاوتی نیست میان زن غنی و بینیاز با زن تهیدست. اما در موطن من کردستان، مشکلات زنان آنقدر عدیده است که به راستی موارد مطرح شده در کمپین را کمرنگ میکند. فراموش نمیکنم روزی که كارگاه کمپین را برای زنان گذاشته بودیم. بعد از به پایان رساندن کلاس یکی از زنان با تمسخر به من گفت: "همهی حرفهایتان درست و زیباست، اما خانم ما خدا خدا میکنیم كه طلاقمان ندهند، یک زن بیوه در جامعه چه میتواند بکند، کجا میتوانیم برویم؟ به کی میتوانیم پناه ببریم؟ ما خود در جامعه جایی نداریم، چه برسد به اینکه فرزندانمان را نگه داریم!؟ اقتصاد و عدم امنیت اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی به شیوهی وحشتناک چنگالهای خود را در بدنه جامعه ما فرو برده که زنان ما را یارایی نیست. سنت و دگماتیسم و مذهب و عدم آموزش صحیح فرهنگی و بهداشتی زنان و تسلط فرهنگهای دیگر همه جزو مواردیست که زنان ما را در فشارهای روانی و بنبستهای روحی قرار میدهد که در نهایت منجر به خودسوزی و خودکشی میشود. قتلهای ناموسی به هر بهانهای، سایه شومیست بر سر بسیاری از زنان و دختران ما، گویا کشتن زنان دیگر امری عادی تلقی میشود، زیرا این پدیدهی شوم به دفعات دارد تکرار میشود و کسی نیست كه جلودارش باشد، جالب است که بگویم حامیان این قصاوت، قانون و عرف و شرع و حتا در پارهای موارد فرهنگ عامه است. در هفته گذشته در شهر سنندج 2 دختر جوان تنها به علت پافشاری بر خواستهی خود، که ازدواج با مرد مورد علاقهشان بوده است، کشته شدند و در مهاباد به همین علت، دختری قطع نخاع شده است. ختنه، یکی دیگر از مواردیست که خشونتی پنهان را در خود دارد. قربانیان این فاجعهی بربریت تنها زنان هستند. و هنگامی که برای رفع این همه درد و بیماری تلاش میکنیم بلافاصله به اتهام سیاسی ممنوع فعالیت میشویم و پافشاری کردن، زندان و دستگیریمان را سبب میشود. گفتیم خشونت پنهان، ما زنان کُرد به مانند همه مادران خواستار آن هستیم که فرزندانمان به زبان مادری خود بخوانند و بنویسند و فکر کنند. و این حق انسانی ماست و حق داریم که به مانند یک انسان برابر با همهی انسانها در سراسر جهان در کنار آموزشهای دیگر فرزندانمان به زبان خود بیاموزند. اصل 15 قانون اساسی و همچنین کنوانسیون حقوق بشر این اجازه را به من زن کُرد میدهد. پس ما این خواستهها را افزون بر موارد کمپین خواهانیم. ما زنان کُرد، ضمن تائید و تأکید بر موارد کمپین يك ميليون امضاء و اساس دانستن آن خواهان حل معضلات و دردهای خود نیز هستیم. ستم زن کُرد ستم مضاعف است، ستم ملی در چارچوب مرزهای جغرافیایی ایران ستمی است که دردهای ما را چند برابر میکند. در خاتمه لازم است که یادی نیز داشته باشیم از 2 فعال جنبش زنان کُرد روناک و هانا، که هم اکنون به علت پافشاری بر خواستههای انسان دوستانهی خود در زندان به سر میبرند. نگین شیخالاسلامی موسس و دبیر انجمن زنان آذرمهر | + | بخش: نامههایشما |
سهشنبه 24 اردیبهشت 1387 كاوه كرمانشاهی: اين نوشتهی كوتاه نقدیست بر مقالهی آقای علیاشرف رجبی تحت عنوان "از مظهر شرارت تا حوا" انتشار يافته در شماره ۱۳۱ هفتهنامه غرب (چاپ كرماشان با گستره توزيع غرب كشور) به تاريخ اول ارديبهشتماه 1387 كه بدون هيچ مقدمهای میآغازم نقد خويش را بر بخشهايی از آن در 2 بند... 1ـ زنی كه شما در نوشتارتان مورد تكريم قرار دادهايد نه يك زن مستقل كه زنیست در مقام مادر يا در جايگاه همسر كه كار ارزشمندش همانا حمل 9 ماههی طفل است و اينجاست كه شما در پس تجليل از مقام مادر به حق زن جفا كردهايد و فرديت و وجود مستقل او جدای از هر عنوانی را به رسميت نشناختهايد. چرا هميشه نگاه به زنان بايد در نقش يك مادر مهربان كه وظيفهی اصليش زادن طفل و تربيت اوست، همسر فداكار كه هنرش تميز كردن خانه و راضی نگه داشتن شوهرش است و دختر و خواهر فرمانبردار كه با نجابت خويش و سر به زيريش پدر و برادرش را در ميان جمع سربلند میكند، باشد. پس تكليف آن زن كه نمیخواهد ازدواج كند يا مادر شود چيست؟ حرمت و منزلت آن زن نزد شما به واسطهی چيست؟ آيا انسان بودن كافی نيست برای داشتن تمامی حقها؟ آيا فرديت انسانها كفايت نمیكند برای شناخت آنها؟ آيا فكر و حرف و عمل هر فرد معيار مناسبتری نيست برای ارزشگذاری او؟ و اما توصيف زنان به فرشته و جنس ظريف و لطيف خواندنشان جفايیست ديگر در حق انسان زن از سوی مردان كه شايد از اين طريق به خيال خود میخواهند صفات شيطانگونه را كه پيش از اين در معرفی زنان از سوی مردان به كار برده شده جبران نمايند و شما نيز در بخش ديگری از نوشتهتان چنين كردهايد. آنجا كه میگوئيد: «مردان به ياری زنان خدای خود را بهتر میشناسند و ناچاراً برای برخورداری از حسن بیپايان حق بايد به جنس لطيف دل ببندند و برای رسيدن به بهشت حقيقت و گذشتن از پل اين مجاز از او نيرو بگيرند.» و سخنانی از اين دست كه در وصف مقام و جايگاه والا و روحانی زن نزد مرد به كار گرفتهايد همه و همه آن روی سكهی شيطان خواندن زن است كه میگويد زنان گمراه كننده مردانند و چنينند و چنان! اين سخنان و سخنان شما هر چند متضاد اما ريشه در يك نوع باور ماورايی دارد و آن اينكه شمايان هيچگاه نخواستهايد زن را به عنوان يك انسان بشناسيد و از حق و حقوق انسانی وی سخن به ميان آوريد و در جايگاهی برابر با مردان قرار دهيد. آری انسان زن در نظر شما يا فرشته بوده يا كه اهريمن! و اين يعنی تخيل، يعنی توهم، يعنی نديدن واقعيت، يعنی ناديده انگاشتن انسانيت، يعنی نشناختن زن... آن خصوصيان فرشتهسانی كه شما برای زن مثال آوردهايد كاركردش تنها آن زمانیست كه زن در برابر يك مرد قرار گيرد و زن مستقل در نظر شما فاقد خصوصيات يك فرشتهی مهربان است از آن روی كه زن را جام جهان بينی انگاشتهايد كه وظيفهاش آينگی كردن جمال دوست است برای به معنويت رساندن مرد و هدايت وی به سوی سرمنزل مقصود. 2ـ "خون صلح" يا "خون بس" نه آن رسم نيكوست كه شما زيبايش انگاشتهايد. اين رسم آنگاه زيبا میبود و در خور ستايش كه دشمنیها در نتيجهی خرد جمعی يا با پرداخت همان خون بها ختم به صلح میشد نه آنكه در اين ميان زنی بیگناه قربانی جهل و نادانی گروهی از مردان شود و مورد معامله قرار گيرد و با خون معاوضه گردد. اگر اين رسم عقبمانده برای شما زيباست و آغازگر صلح و آشتی به يقين بدانيد برای آن زن كه نه از روی علاقه و اختيار كه بنا بر صلاحديد زعمای قوم و به انتخاب صاحبان مقتول تن به ازدواجی اجباری میدهد آغازیست بر سيهروزی و تباه شدنش در ميان قبيلهای كه تا هميشهی عمرش به چشم يك عوض خون آورده شده به او نگاه میكنند و حق خود و شايستهی او میدانند كه گاه و بیگاه زبان به تحقيرش بچرخانند و به هر بهانهای لب به دشنامش بگشايند و اگر هم لازم ديدند مشت و لگد بارانش كنند و او حق هيچ اعتراضی ندارد چون اين عروس سياهبخت نه با حرمت و احترام و نه در نتيجهی رسم و رسوم معمول ازدواج كه به جای خون آمده است و بايد تحمل كند هر چه را كه به ناحق در حقش روا میدارند! آری آقای رجبی عزيز ضربالمثل "مگر عوض خون مرا گرفتهای" كه شما در اشاره به رسم زيبای "خون صلح" آن را به كار بردهايد در واقع بيان كننده وضعيت فلاكتبار اين دسته از زنان است كه كاربردش هم نه از جانب آنان كه هر چه بر سرشان میآيد را سرنوشت محتوم خويش میدانند كه از سوی زنانیست كه به رسم معمول ازدواج كردهاند و در برابر رفتار و گفتار نادرست همسرشان يادآور میشوند "عوض خون نيامدهاند" كه مستوجب هر نوع برخوردی باشند. در عجبم از شما كه بر چه اساسی يكی از سنتهای غلط رايج در ميان ايلات و قبايل را كه برخاسته از سيستم مردسالار و عقبمانده آن جوامع و از مصاديق بارز بیحقوقی زنان و خشونت عليه آنان محسوب میشود را چنين زيبا وانمود میكنيد و در تائيدش متوسل به روايات شاهنامه میشويد! و عجيبتر آنكه اشارهتان به اين رسم با هدف معرفی زن به عنوان سنبل آشتی و صلح است! اما غافليد از اينكه در اينجا زن چون يك كالا (میتواند حالت بدتری هم داشته باشد) در بازار مردان مورد معامله و استفاده ابزاری قرار میگيرد. بدينگونه كه مردان بر سر مسائل كماهميت در هم میآويزند و جنگ به راه میاندازند و خون میريزند و آنگاه دختران را وجه المصالحه "خون صلح" میكنند. حال نمیدانم اگر اين دختر نگونبخت در مقابل اين تصميم بايستد و نخواهد سنبل آشتی باشد تكليف چيست؟ چه میگويم؟! وقتی كه مصالح ايل و طايفه در ميان باشد مگر دختر میتواند مخالفت كند؟ پسرمان آدم كشته كه كشته ناز شصتش! خواهر و دختران فاميلش كه نمردهاند! چشمشان كور و دندشان نرم بايد شوهر كنند به برادر كوچك مقتول يا بشوند زن دوم و چندم اخوی بزرگترش! اصلاً زندگی و آينده زن چه ارزش دارد آنجا كه پای جان يك انسان به نام مرد در ميان است؟! و شايد اشاره به خودكشی ـ بيشتر در شكل فجيع خودسوزی ـ آن دسته از زنانی كه به خاطر آزارهای شوهر و خانواده وی كه غالباً در نتيجهی ازدواجهای اجباری ـ از جمله به رسم "خون بس" ـ كه بر زن تحميل میشود پايانی تلخ باشد بر رسم زيبای شما و نوشتار كوتاه من. منبع: شماره 133 هفتهنامه غرب ـ 22 ارديبهشت 1387 شنبه 21 اردیبهشت 1387 آخرین وضعیت پرونده هاناعبدی و روناک صفارزاده در گفتگو با محمد شریف وکیل آنان ادوارنیوز: دکتر محمد شریف وکیل دادگستری در گفتگو با خبرنگار ادوارنیوز آخرین وضعیت پرونده هانا عبدی و روناک صفارزاده را تشریح کرد. شریف در خصوص وضعیت پرونده هانا عبدی گفت:روز سه شنبه هفته گذشته جلسه رسیدگی به اتهامات هاناعبدی در شعبه دوم دادگاه انقلاب سنندج برگزار گردید. در این جلسه اتهام" اجتماع و تبانی جهت ارتکاب به جرم"موضوع ماده 610 قانون مجازات اسلامی که ضمن کیفرخواست به عنوان اتهام مطرح گردیده بود تفهیم گردید. شریف ادامه داد: در این جلسه آخرین دفاع نیز از موکل بنده اخذ شد و علی الاصول دادگاه این هفته مبادرت به صدور رای برای هانا عبدی خواهد کرد. شریف در مورد پرونده روناک صفارزاده نیز گفت: دادگاه برای این پرونده وقت احتیاطی تعیین نموده است و علی الاصول دادگاه پس از آن برای جلسه دوم رسیدگی به اتهامات ایشان تعیین وقت خواهد کرد. شریف گفت¨: اتهام روناک صفارزاده محاربه اعلام شده است. شریف با تشریح آخرین وضعیت موکلانش گفت: هردو موکل در کماکان در زندان عمومی سنندج محبوس می باشند و برای تبدیل قرار بازداشت به وثیقه مجددا لایحه ای به هر دو شعبه رسیدگی کننده به پرونده تسلیم شده است اما تا بحال قرار بازداشت موقت به دفعات تمدید شده است و اعتراضات بنده به این تمدید قرارها مورد قبول دادگاه واقع نشده است. | + | بخش: خبر و گزارش |
یکشنبه 15 اردیبهشت 1387 راهی كه قاتل زنان باردار شده است / زانيار احمدی اينجا زنانی كه میخواهند مادر شوند میميرند. راهی كه نوزادان را نمیپذيرد و مادر شدن را قدغن میكند. روستای مربزان در 12 كيلومتری شهر سنندج واقع در استان كردستان دارای راهی نامساعد برای اتصال به داخل شهر است. اهالی اين روستا داغ دلهايي سخت دارند. زنان بارداری كه بايد سريعاً به يك مركز درمانی مناسب رسانده شوند به دليل مشكلات راه نمیتوانند نوزادان خود را به دنيا بياورند و خودشان هم تلف میشوند. سختی راه روستای مذكور تا به حال بيش از 25 زن باردار را از بين برده است. در ابتدا برای آشنايی بيشتر با مشكلاتی كه ساكنين روستای مربزان دارند با يكی از اهالی روستا گفتوگويی ترتيب داديم. وی در آغاز از مسافت جاده خاكی و بدقولی مسئولان میگويد: ((اين جاده خاكی 2 كيلومتر است اما برای رسيدن به شهر سنندج بايد 12 كيلومتر راه را طی كنيم و برای آسفالت شدن اين جاده خاكی از سال 1372 تا كنون چندين بار به اداره راه و ترابری مراجعه كردهايم و هر بار به ما قولهايي دادهاند كه البته تا امروز عمليی نديدهايم.)) ابراهيم صادقيان ابراز كرد: تا به حال شاهد فوت بيش از 10 زن باردار بودهام و با توجه به شنيدهها نزديك به 15 نفر ديگر نيز در گذشته از بين رفتهاند.)) وی در پايان اظهار داشت: ((بيشتر اهالی روستا به دليل اينكه دولت به مشكلاتشان رسيدگی نمیكند در انتخابات گذشته شركت نكردند.)) در ادامه برای آشنايی با ديگر مشكلات روستا به سراغ داوود مجيدی يكی ديگر از اهالی روستای مذكور رفتيم. در ابتدا از مشكلات مردم برای رسيدن به شهر سنندج پرسيديم و او نيز در اين باره گلايههايی كرد و گفت: ((معمولاً در فصل زمستان رفت و آمد مشكلاتی را برای افراد روستا بهويژه زنان و كودكان پيش میآورد زيرا روستا فقط يك ماشين دارد كه در بسياری مواقع نيز در دسترس نيست و اگر هم ماشين در داخل روستا باشد امكان بسته شدن جاده بسيار بالا است و ارتباط با شهر قطع ميیشود. مجيدی ناراحتی خودش را در اين میداند كه اين اتفاقات برای روستاهای دور افتادهتر خالی از انتظار نيست اما در يك راه 2 كيلومتری چنين مشكلاتی بسيار ناخوشايند است. وی درباره اينكه وضعيت بهداشت در روستا به چه صورت است و آيا خانه بهداشت در روستا وجود دارد میگويد: ((خانه بهداشت وجود ندارد و مردم با استفاده از شيوههايی سنتی به درمان خود میپردازند و در دو سال اخير با توجه به سختی راه كه زنان قادر به رفتن به مركز درمانی نبودند در داخل روستا وضع حمل كردند و با توجه به اين شرايط ما ديگر از دولت انتظاری نداريم چون از رسيدگی دولت به وضعيت روستایمان نااميد شدهايم. | + | بخش: خبر و گزارش |
دوشنبه 9 اردیبهشت 1387 وحشت زنان عراقی کتک، مشت و لگد و قتلهای ناموسی / ترجمه: میلا مسافر گزارش اینگا رگ از اربیل: آمار قتل زنان افزایش مییابد و قاتلین به ندرت مورد محاکمه قرار میگیرند تارا محمد به مانند بسیاری از زنان امید داشت که کتکهای شوهرش تنها یک مورد بوده و از فردا او همان مرد مهربان میشود. اما شوهرش هر روز بدتر شد. او زنش را که کارمند عالیرتبهای بود مجبور کرد که از کارش دست بکشد و ممنوع کرد که او به تنهائی حتی برای رفتن به خانه والدینش از خانه خارج شود. سیلیها تبدیل به مشت و لگد شدند که بر سر و جان او میباریدند. تارا اغلب به خودکشی فکر میکرد. بعد از دو سال او به خانه والدینش فرار کرد و تقاضای طلاق نمود .سرنوشت بسیاری از زنان مانند این زن کُرد اهل اربیل میباشد... ادامه مطلب | + | بخش: خبر و گزارش
جمعه 30 فروردین 1387 آخرین وضعیت فعالان زن زندانی: روناک و هانا را فراموش نکنیم / گزارشی از رویا رهبر پنجشنبه بیست و نهم فروردین ماه مادر روناک صفازاده برای پیگیر شدن وضعیت روناک که بعد از دادگاه اول هنوز در بلاتکلیفی است و حکمی به وی ابلاغ نشده است به دادگاه انقلاب مراجعه میکند. که با بدترین توهینها و تهدیدها از طرف معاون دادستان سنندج آقای امیری روبهرو میشود. معاون دادستان این مادر دردمند را تهدید به کشتن روناک میکند و همچنین میگوید روناک هنوز آدم نشده و در زندان به کارهایش ادامه میدهد حال آنکه روناک در زندان به زنان سواد میآموزد و کلاسهای سوادآموزی و کتابخانه با هزینه ناچیزی که دوستانش کمک میکنند دایر کرده و این تهدیدی برای امنیت است!؟ ادامه مطلب | + | بخش: خبر و گزارش |
شنبه 24 فروردین 1387 زن از جنس دوم تا برابری / مهشيد حمزه در خصوص نابرابریهای بين دو جنس در جوامع عقب افتاده بسيار گفته و نوشته شده. همينطور از عدم وجود ديد تبعيضآميز نسبت به زنان در فرهنگ ملی ما که با دلايل و براهن قوی و شواهد تاريخی مسلم به اثبات رسيده. شايد اگر بخواهيم بيش از حد خوشبين باشيم، چنين نتيجه بگيريم که هدف از اين نابرابریها و خانهنشين کردن زنان، تربيت نسلی خوب و کارآمد بوده، ولی از آنجا که اين ديدگاه نيز کوتهفکرانه میباشد نتيجه کاملاً عکس گرديده است... ادامه مطلب شنبه 17 فروزردین 1387 روناک صفازاده و هانا عبدی را آزاد کنيد!
بيانيه ۵۰۰ فعال مدنی، سياسی، دانشجويی و زنان
بیش از هفت ماه از بازداشت "روناک صفازاده" و "هانا عبدی" از فعالان جنبش زنان و از اعضای کمپین یک میلیون امضا میگذرد و با وجود پایان یافتن بازجوییها و تشکیل پرونده و ارسال آن به دادگاه، مسئولان قضایی استان کردستان کماکان از آزادی این دو فعال زنان ممانعت به عمل میآورند. "روناک صفازاده "و "هانا عبدی" در سالهای گذشته همچنین با "انجمن زنان آذرمهر سنندج "همکاریهایی داشتهاند و فعالیتهای آنها به شکلی مسالمتآمیز و در قالبی فرهنگی، در حوزههای دفاع از زنان و کودکان مشهود بوده است، اما با این وجود، نیروهای امنیتی این دو جوان ۲۱ ساله را به "اقدام علیه امنیت ملی" متهم کردهاند و فعالان حقوق بشر نگرانند که طرح این اتهام و اتهامات سنگین امنیتی علیه این دو، منجر به ادامه بازداشت آنها و نیز صدور حکمی سنگین برایشان گردد. ما امضاءکنندگان این بیانیه، ضمن اعتراض به ادامه بازداشت "روناک صفازاده" و "هانا عبدی"، از دستگاه قضایی درخواست میکنیم تا با به رسمیت شناختن همهی حقوق انسانی این دو فعال زنان و نیز با در نظر گرفتن فعالیتهای مسالمیتآمیزی که در طی سالهای گذشته در حوزههای اجتماعی داشتهاند، دستور توقف بازداشت و آزادی بیقید و شرط آنها را صادر نماید. ادامه مطلب | + | بخش: خبر و گزارش |
دوشنبه 5 فروردین 1387 اخبار مادران از وضعیت روناک صفازاده و هانا عبدی خدیجه مقدم از کمیته مادران کمپین طی تماس تلفنی با خانواده روناک صفا زاده و هانا عبدی جویای آخرین وضعیت آنان شد که همچنان در زندان سنندج هستند. مادر روناک به مقدم گفته است:« روناک سخت سرما خورده و گلو درد دارد اما برای سال نو بند زنان زندان را به کمک هانا با روزنامه دیواری و نقاشی تزیین کرده و هوای بهار را به زندان برده است»... ادامه مطلب | + | بخش: خبر و گزارش
|
|