گورین بو يهكسانی
فعالان كُرد کمپین یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیضآمیز
|
|
چهارشنبه 1 اسفند 1386 گفتوگو با محمد شريف وكيل پرونده روناك صفازاده و هانا عبدی / مهسا امرآبادی
محمد شریف از سفر کردستان برگشته است. او این بار هم برای ملاقات و رسیدگی به وضعیت موکلین کُردزبان خود که در زندان سنندج به سر میبرند، از تهران به کردستان سفر کرده بود تا شاید بتواند قدمی اندک در جهت بهبود وضعیت محمود صالحی، روناک صفارزاده و هانا عبدی بردارد. استان کردستان ایران، طی چند هفته اخیر خبرساز بود و متاسفانه شاهد بودیم که اخبار ناخوشایندی از وضعیت حقوق بشر و رفتار با زندانیان سیاسی در آنجا منتشر شد. مرگ مشکوک ابراهیم لطفاللهی، دانشجوی زندانی و وضعیت وخیم جسمانی محمود صالحی، نماینده کارگران خباز شهر سقز در کنار برخی اخبار دیگر از جمله وضعیت نگران کننده روناک و هانا، باعث شده است تا علاوه بر نهادهای حقوق بشری و بینالمللی، فعالان سیاسی اصلاحطلب و یا حتی مسئولان محلی کردستان هم، زبان به اعتراض بگشایند. ادامه مطلب یکشنبه 21 بهمن 1386 ما را فراموش نكنيد... خانمها فاطمه گفتاری، روناك صفازاده و هانا عبدی از اعضای انجمن زنان آذرمهر سنندج كه مدت چندين ماه است در بازداشت به سر میبرند طی تماسی تلفنی از زندان مركزی سنندج با خانم نگين شيخالاسلامی دبير انجمن آذرمهر از وضعيت خود و شرايط زندان سخن گفتهاند... ادامه مطلب سهشنبه 25 دی 1386 روناك و هانا و ياسر؛ تلاش برای رفع تبعيضهای جنسيتی و ستم ملی كاوه كرمانشاهی در گفتوگو با نگين شيخالاسلامی روناك صفازاده، هانا عبدی و ياسر گلی پس از آنكه سه ماه را در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج گذراندند اخيراً به زندان مركزی اين شهر منتقل شدند و خانواده آنان توانستند با عزيزانشان ملاقات كنند هر چند اين ديدار باعث افزايش نگرانی خانوادهها نسبت به وضعيت نگهداری فرزندانشان شد به گونهای كه مادر ياسر میگويد: "زمانی كه پسرم را ديدم قيافهی صدام حسين پس از آنكه از مخفیگاهش بيرون آمد در مقابل چشمانم ظاهر شد! موهای ژوليده و ريش انبوه ياسر نشان از قرار داشتن او تحت سختترين شرايط است طوری كه حتی امكان شانه زدن موها و يا اصلاح صورتش را هم ندارد و شايد در اين مدت حتی يك بار هم اجازه استحمام به او داده نشده اما خوب با اين وجود پسرم مانند هميشه آرام و موقر بود و اعتماد به نفسش را از دست نداده بود."* ادامه مطلب دوشنبه 30 مهر 1386 مادر روناک صفازاده: میترسم بلایی سرش آمده باشد / گفتوگو: سامان رسولپور روناک صفازاده، فعال زنان و عضو کمپین یک میلیون امضا در سنندج، ۱۳ روز است در بازداشت نیروهای امنیتی به سر میبرد."روناک" کلمهای کردی است به معنای روشنی و نور و شهناز احمدی مادر این فعال ۲۱ ساله در گفتوگو با روز میگوید: "زندگی ما بدون روناکمان تاریک و خفه است". همزمان ۶۰۰ نفر از مدافعان حقوق برابر با امضای بیانیهای خواستار آزادی فوری "روناک صفازاده" شدند. گفتوگو با خانم صفازاده در پی میآید. ادامه مطلب پنجشنبه 26 مهر 1386 نگین شیخ الاسلامی: روناک تنها دغدغهاش زنان است گفتگو با مسئول انجمن زنان آذرمهر کردستان درباره فعالیتهای روناک صفازاده و انجمن آذرمهر از میان اعضای کمپین که در گوشه و کنار این خطه پهناور به کار آگاهی رسانی مشغول هستند، روناک صفازاده را بیشتر در پی دستگیری اش شناختیم. شنیدیم که این نسل پنجمی پرشور کردستان، زندگی اش را و دغدغه اش را صرف تغییر موقعیت زنان منطقه اش کرده است. برای شناخت بیشتر او و فعالیت های انجمنی که در آن مشغول است یعنی انجمن زنان آذر مهر کردستان با موسس این انجمن نگین شیخ الاسلامی، گفتگویی انجام داده ایم. نگین شیخ الاسلامی لیسانس ادبیات و فوق لیسانس روزنامه نگاری است. ادامه مطلب دوشنبه 23 مهر 1386 مادر روناک صفازاده: پس از 6 روز بی خبری از دخترم، در دادسرا جز توهین چیزی نشنیدم! صبح روز یکشنبه 22 مهرماه پس از 6 روز بی خبری از روناک صفازاده 21 ساله، مادر او شهناز احمدی با بردن درخواست نامهای به دادستانی تقاضای ملاقات با دخترش را کرد: گفتم: ازدخترم بی خبرم، یک خبر می خواهم! اجازه ملاقات می خواهم! حتی اجازه یک تلفن کوتاه بدهید! گفتم روناک مریض است و باید کلسیم مصرف کند دارو برایش آورده ام. ادامه مطلب چهارشنبه 13 تیر 1386 ژينا مدرسی از فعالان كمپين در كردستان: صدای رهايی را میشنوم / گفتوگو: مريم حسينخواه زنان كردستان از همان اولين روزهايي كه نطفه كمپين در 22 خرداد 84 مقابل دانشگاه تهران بسته شد، همراه كمپين بودند و سابقه فعاليتشان در حوزه زنان به سالها قبل برميگردد. با زينا مدرسي از فعالين جوان كمپين يك مييلون امضاء در سنندج درباره شيوه كار و پيشرفت كمپين در اين شهر گفتگو كردهايم. شما کی و چطور با کمپین یک میلیون امضاء آشنا شدید؟ با توجه به ارتباطم با دوستان مركز فرهنگي زنان در جريان برنامهريزي كمپين بودم و از همان اوايل شروع (اوايل پاييز) از طريق آنان با كمپين آشنا شدم و با مطالعه سايتها بيشتر و كاملتر در جريان آن قرار گرفتم. چه فعالیتهایی در حوزه زنان داشتهاید و چطور به این حوزه علاقهمند شدهاید؟ شايد مثل بسياري ديگر، شروع اين فعاليت برخاسته از سوالهايي بود كه از كودكي در ذهن داشتم. از چراها شروع شد و آنقدر علامتهاي سوال روي سرم زياد شد كه سنگينياش اذيتم ميكرد و بايد به آنها جواب ميدادم. خواندن كتابها و مقالهها از دوم دبيرستان و آشنا شدن با دوستان و فعالين تهران و شهرمان سنندج و همچنين مادرم و كتابخانهاش. كتابخانهي زناني كه خيلي از زنان اطرافمان عضو آن هستند. فعاليتهاي خودم در اين زمينه بيشتر مطالعه بوده و گاهي نوشتن در سايتها، همكاري در برگزاري مراسمهاي 8 مارس و كارگاههايي با محوريت موضوع زنان. کمپین از چه تاریخی کارش را در شهر شما آغاز کرد؟ قبل از برگزاري كارگاه عدهاي جداگانه از طريق سايت شروع به كار كرده بودند ولي بهصورت جدي و آموزش ديده از 2 اسفند كه كارگاه آموزشي تشكيل شد، کارمان را شروع کردیم . قبل از آغاز بهکار کمپین در شهر شما، فعالیت در حوزه زنان چگونه دنبال میشد و فعالان شهر شما چه شیوههایی برای طرح مسائل زنان در پیش گرفته بودند؟ استان كردستان به خصوص سنندج سابقهي طولاني از نظر فعاليت در اين مسايل دارد. با توجه به شرايط خاص اين منطقه از هر نظر (فرهنگي، سياسي، اجتماعي و...) مردم آگاه و پيگيرند. ولي فعاليتهاي جدي در زمينهي زنان تقریباً از سال 80 شروع شد، یعنی با مجوز دادن براي تشكلهاي غيردولتي به شكل برگزاري كارگاههاي مختلف، برگزاري 8 مارسها و تشكيل گروههاي ادبي ورزشي زنان . چطور با اعضای اولیهی کمپین در شهرتان ارتباط گرفتید؟ واکنشهایشان چطور بود؟ بدون اغراق همه مشتاقانه استقبال كردند. من اول موضوع کمپین را با فعالين زنان و دانشجوها و افرادي كه به ذهنم ميرسيد از هر قشري مطرح كردم. همه مشتاق بودند و پيگير. عدهاي هم كه قول همكاري ندادند با توجه به شرايط خاص اينجا و كوچك بودن سنندج و ترس از اخراج از كار و دانشگاه و بعضي ترس از بزرگترهاي خانواده و دردسرهاي بيشتر. البته سوالهاي مداوم ناشي از شكهايشان هم بود و ترسهاي هميشگي كه ما هم سعي در رفع شكها داشتيم بههرحال عدهاي قانع شدند و عدهاي هم نه. کارگاه آموزشی کمپین را چطور برگزار کردید؟ چند نفر در این کارگاه شرکت کردند؟ بیشتر از چه قشر و چه سنی بودند؟ ما منتظر بوديم كه دوستان كمپين تهران به سنندج بيايند ولي با توجه به فشار كاري دوستان بهخصوص وكيلهاي كمپين برنامه از اين قرار شد كه ما بيايم تهران. شب راه افتاديم صبح رسيدم تهران و مهمان خانهی يكي از عزيزان شديم. ایشان خانهشان را در اختيار كارگاههاي كمپين گذاشتند. كارگاه تشكيل شد و همان شب برگشتيم سنندج! برنامهي فشردهاي بود. 8 نفر بوديم 3 نفر از مريوان و 5 نفر از سنندج. قرار بود كه ما بعد از آموزش اين دوره كارگاه را براي بقيه در سنندج و شهرستانهاي اطراف برگزار كنيم چون امكانش نبود كه همهي اعضا به تهران بيايند. اكثراً از فعالين زنان بودند، يك نفر خانهدار و دو نفر دانشجو. اعضايي كه در كارگاه شركت كرديم از 20 ساله كه خودم بودم تا 50 ساله بودیم كه يكي از خانمهاي فعال در امور زنان در سنندج هستند. کمی هم در مورد روند تشکیل کارگاه توضیح دهید.چطور جا پیدا کردید؟ چطور بچهها را هماهنگ کردید؟ و... زحمت كارگاه اول را كه دوستان در تهران كشيدند. برنامههاي بعدي را يا در منازل شخصي جمع ميشويم يا دفتر كار يكي از اعضاي كمپين سنندج. هماهنگي بچهها هم اكثراً به صورت حضوري يا تماس تلفني انجام ميشود. این کارگاه چقدر در روند کارتان تأثیر داشت؟ خب جدا از آموزش مسايل اوليهي كمپين و بحثهاي حقوقي كه خيلي خوب بودند، شور و نشاط بچههاي كمپين هم به دوستان انرژي ميداد و ما را براي كار مشتاقتر ميكردند. تجربهي دوستان هم كمك بزرگي بود. فعالان کمپین در شهرتان عمدتاً از چه قشری و چه رده سنی هستند؟ از همه قشرها (كارمند، خانهدار، معلم و ...) هستند ولي ميشود گفت قشر دانشجو نسبت بيشتري را به خودشان اختصاص دادند. شیوههای ارتباطی که شما برای ارتباط با داوطلبان کمپین در شهرتان پیشرو گرفتهاید به چه طریق است؟ سایت یا وبلاگ دارید؟ از طریق ایمیل با هم در ارتباط هستید یا جلسات حضوری دارید؟ من از طريق سايت با كمپين تهران درارتباط هستم. ولي با دیگر اعضاي کمپین در شهر خودمان در جلسات حضوري ارتباط داریم . شیوه سازماندهی کارهای کمپین در شهرتان به چه شکل است؟ آیا کمیتههای مختلف تشکیل دادهاید؟ یا به صورت ستادی کار را جلو میبرید؟ شرايط شهر سنندج براي اين طور فعاليتها خيلي با شهرهاي ديگر فرق ميكند. بههرحال ما هم كميتهبندي كرديم خودمان كار ميكنيم و هر چند مدت يك بار كارگاه كوچكي تشكيل ميدهيم و عدهاي جديد را آموزش ميدهيم كه آنها هم شروع به كار كنند. در حال حاضر چند نفر در شهر شما با کمپین همکاری میکنند؟ 35 نفر كار ميكنند. چند نفرشان مرد هستند؟ نزديك به ده نفرشان كه البته اكثرا دانشجو هستند چه برنامهای برای ادامه روند کار کمپین دارید؟ استان كردستان از جمله استانهايي است كه سني مذهب هستند. و در دادگاههاي اينجا يك سري موارد به صورت احوال شخصيهي اهل تسنن اجرا و حكم داده ميشود يعني بعضي مواردي كه در جزوهي كمپين بود براي ما كه در اهل تسنن هستيم صدق نميكند. بنابراين ما تصميم گرفتهايم كه بخش حقوق زنان را در احوال شخصيهي اهل تسنن بررسي كنيم. كه با پيگيريهاي اعضاي كمپين، دانشجويان رشتهي حقوق و يكي از تشكلهاي مسايل حقوقي در كردستان قرار است به صورت كارگاهي يك روزه اين مسئله توسط چند نفر از وكلا و استادان دانشگاه كردستان بررسي و آموزش داده شود. واکنش مردم شهرتان نسبت به کمپین چه بوده و چقدر از این مسئله استقبال کردهاند؟ استقبال خيلي خوب بوده. بعد از اينكه ما گروهي را تشكيل داديم وآمديم تهران براي كارگاه، منسجمتر شروع به كار كرديم. وقتي براي امضاء جمع كردن به چند جا رفتم با چند نفرمواجه شدم كه ميگفتند سايت كمپين رو ديدهاند و برگه رو پرينت گرفتند و از اطرافيانشان امضاء جمع كردهاند و حتي فرستادهاند تهران ! خب مثل همهی جاها بعضيها مخالفت ميكردند و بعضيها هم منتظر بودند كه برگه به دستشان برسد و امضاء كنند. دليل مخالفتها هم اكثراً بحث عواقب كاري افرادي بوده كه كار و فعاليت ميكنند و امضاء جمع ميكردند. بارها به خود من هم تذكر دادهاند كه مواظب خودم باشم. وضعيت كردستان با استانهاي ديگر خيلي فرق ميكند و شايد اذيتي كه اينجا فعالها و حتي فعالين زنان ميشوند و هزينههايي كه ميدهند بيشتر از شهرهاي ديگر است. اينجا هر نوع فعاليتي انجام شود برچسبهاي مختلفي (تجزيهطلبي و موردهاي ديگه...) ميخورد . سنندج شهر نسبتاً كوچكي است و كساني كه فعاليت ميكنند و كار ميكنند كاملاً مشخص و براي اكثريت شناخته شده هستند، هرچند كار ما جز آموزش و آگاهسازي خودمان و زنان از وضعيتشان چيز ديگري نيست. البته چون كلاً اكثر مردم سنندج سابقهي فعاليتي دارند و اكثراً آگاه هستند استقبال خيلي خوبي بود. و حتي كمكهاي مالي براي كپي جزوهها و برگهها از خود مردم به ما رسيده است. فعالان اجتماعی و سازمانهای غیردولتی چطور؟ سازمانهاي غيردولتي ما را در تشكيل كارگاههاي آموزشي بيشتر كمك كردند. چند نفر از كساني هم كه خودشان تشكل دارند الان در حال امضاء جمع كردن هستند. ارتباطتان با فعالین کمپین در تهران و شهرهای دیگر چگونه است؟ ارتباطمان با فعالين كمپين تهران از طريق سايت و بيشتر ايميل است با چند نفرشان مدام در حال ارتباط هستيم. ولي متأسفانه جز با شهرستانهاي اطراف سنندج با شهر يا شهرستانهاي ديگر فعلاً تا اين لحظه ارتباط زيادي نداشتیم فقط با يكي ازدوستانمان در رشت كه كمپين را برايش توضيح داديم و آدرس سايت را برایش فرستاديم و ايشان هم شروع به كار كردند، در ارتباط هستيم . سپاسگزارم که به سوالات ما پاسخ دادید. من هم از شما سپاسگزارم به اميد هرچه زودتر رسيدن به برابري و حق مسلم انساني خودمان كه حاصل رنج و تلاشمان هست. به قول يكي از دوستان عادت نداريم حاصل تلاش و رنجمان را نبينيم! اين قسمت از شعر خانم پوران فرخزاد را فراموش نميكنم و هميشه تكرار ميكنم: صداي رهايي را ميشنوم گه گاه از دور از دير از صوت صميمي تاريخ! سهشنبه 18 اردیبهشت 1386 بلال مرادویسی، از فعالان کمپین در کرمانشاه: زنان مناطق کردنشین پتانسیل بسیاری برای شنیدن صدای برابرخواهی كمپين دارند بلال مرادویسی یکی از مردان جوانی است که در شهر کرمانشاه با کمپین یک میلیون امضاء همراه شده و برای تحقق برابری و عدالت تلاش میکند. او مهمترین کارکرد کمپین را در منطقهی کردنشین کرمانشاه آگاه کردن زنان میداند. آگاهی که گرچه در ابتدا غبار تحجر را برهم میزند و گرد و خاک برپا میکند، اما دیر یا زود منجر به رسیدن زنان به حقشان میشود. با بلال مرادویسی دربارهی روند پیشرفت کمپین یک میلیون امضاء در شهر کرمانشاه گفتگو کردهایم. کمپین یک میلیون امضاء کی به کرمانشاه رسید؟ اگر شروع کار کمپین را زمان تشکیل کارگاه قرار دهیم، 8 دیماه 1385 شروع رسمی کار کمپین در کرمانشاه و بهتبع آن شهرهای اطرافش بوده است. اما از همان ابتدای شکلگیری کمپین یک میلیون امضاء و از طریق اینترنت با آن آشنا شده بودیم. قبل از آغاز بهکار کمپین در شهر شما، فعالیت در حوزه زنان چگونه دنبال میشد و فعالان شهر شما چه شیوههایی برای طرح مسائل زنان در پیش گرفته بودند؟ با قاطعیت نمیتوانم به این پرسش جواب دهم اما آنچه مشخص است فعالیت منسجمی مختص به زنان در کرمانشاه انجام نگرفته است و اگر هم انجام گرفته بازتابش حداقل به من نرسیده است. البته باید به این نکته اشاره شود که حوزه زنان یکی از دغدغههای همیشگی فعالین مدنی کرمانشاهی بوده است و برگزاری همه سالهی مراسم روز جهانی زن مؤید این امر است. هستهی اولیه کمپین در کرمانشاه چطور شکل گرفت؟ قریب به اتفاق اعضای اولیهی کمپین اعضای انجمنهای غیردولتی کرمانشاه و فعالین مدنی این شهر بودهاند و همگی حداقل در ابتدا از این ایده استقبال کردهاند، هرچند که متأسفانه بعداً فعالیت عدهای از اعضای اولیه کمرنگتر شد اما خوشبختانه به مرور زمان علاقهمندان دیگری که بعداً با کمپین آشنا گردیدهاند کمبود بهوجود آمده را تا حدی جبران نمودهاند. کارگاه آموزشی کمپین را چطور برگزار کردید؟ چند نفر در این کارگاه شرکت کردند؟ بیشتر از چه قشر و چه سنی بودند؟ انجمن غیردولتی ژیار کرمانشاه میزبان کارگاه آموزشی کمپین در کرمانشاه بوده است. کارگاه در محل دفتر انجمن مذکور برگزار شد و هماهنگیهای لازم برای تشکیل کارگاه نیز بر دوش اعضای این انجمن بود. نزدیک به 30 نفر در کارگاه آموزشی شرکت کردند که قریب به اتفاق آنان جوانان دانشجو بودهاند. کارگاه چقدر در روند کارتان تأثیر داشت؟ تشکیل کارگاه از یک سو انگیزههای ایجاد شده در شرکتکنندگان را انسجام بخشیده و جهت درستی به آن داده است و از سوی دیگر الگوی مناسبی را جهت فعالیتهای بعدی اعضا ارائه نموده است که میتواند در پیشبرد اهداف کمپین در منطقه مؤثر واقع شود. اعضای کمپین در کرمانشاه چطور با هم ارتباط میگیرند و هماهنگیهای لازم بین داوطلبان چگونه برقرار میشود؟ اعضای فعال کمپین بهطور متوسط هر ماه جلسهی حضوری جهت هماهنگی و بررسی فعالیتهای انجامگرفته برگزار میکنند. با الگوبرداری از فعالین مرکز، جهت سازماندهی فعالیتها کمیتههای مختلفی تشکیل شده است و اعضا در این قالب به فعالیت میپردازند. ایجاد سایت بهعنوان یکی از برنامههای آتی اعضا مدنظر قرار گرفته است و فعالیتهایی نیز در این زمینه انجام گرفته است. هماکنون وبلاگ شخصی شماری از اعضای فعال منعکسکنندهی فعالیتهای کمپین است. در حال حاضر چند نفر در شهر شما با کمپین همکاری میکنند؟ با توجه به گسترده شدن روزافزون طرح میان افراد جامعه نمیتوان رقم درستی از تعداد کسانی که مشغول جمعآوری امضاء میباشند ارائه کرد. آنچه روشن است تمایل روزافزون افراد جدیدی برای فعالیت در کمپین است. در حال حاضر 20 نفر از داوطلبان کمپین بهصورت منسجم و در قالب کمیتهها فعال هستند . چند نفرشان مرد هستند؟ از جمع 30 نفرهی اعضای شرکتکننده در کارگاه 7 ـ 8 نفر مرد بودهاند. از این تعداد 4 نفر هماکنون نیز در کمیتهها فعال میباشند. البته همانطور که قبلاً نیز گفته شد در حال حاضر نمیتوان رقم مشخصی گفت. آماری ازتعداد امضاهای جمع شده در کرمانشاه دارید؟ هنوز تعدادی از فعالین امضاهای جمعآوری شده خود را تحویل ندادهاند و رقم کلی مشخص نیست. اما تعداد امضاهایی که طی دو ماه اول در اختیار بنده قرار گرفته است نزدیک به هزار امضاء است. چه برنامهای برای ادامهی روند کار کمپین پیش بینی کردهاید؟ مهمترین برنامهی پیشروی اعضا برگزاری کارگاههای آموزشی در شهرستانهای تابعه است. چه آنکه بسیاری از علاقهمندان ساکن شهرهای اطراف کرمانشاه تمایل خود را جهت همکاری با کمپین ابراز کرده و نوعاً در حال حاضر نیز به فعالیت مشغولند. ایجاد سایت، برگزاری نشستهایی با حضور فعالین مدنی شهر، هنرمندان، نویسندگان، شاعران و دیگر چهرههای مطرح منطقه جهت جلب حمایت و بهتبع آن گسترش فعالیتهای کمپین از برنامههای آتی کمپین در کرمانشاه است. واکنش مردم شهرتان نسبت به کمپین چه بوده و چقدر از این مسئله استقبال کردهاند؟ در پاسخ به این سؤال بایستی به مجموعهای از واکنشهای متناقض اشاره کرد. زنان مناطق کردنشین علاوه بر نابرابریهای جنسیتی از شمار زیادی نابرابریهای دیگر به موجب قومیت، مذهب و ... نیز رنج میبرند. شرایط مذکور منجر به عدم توسعهیافتگی شدیدتر این مناطق به نسبت مناطق مرکزیتر کشور شده و در نتیجهی آن زنان منطقه کمتر از آموزش به عنوان مهمترین شرط آگاهی برخوردار بودهاند. این امر موجب شده است که زنان منطقه از یک سو پتانسیل بسیاری برای شنیدن صدای برابرخواهی کمپین داشته باشند، اما از سوی دیگر فرهنگ بهشدت مردسالار حاکم بر منطقه مانع از به فعل رسیدن این پتانسیلها شود. شخصاً معتقدم مهمترین کارکرد کمپین در این منطقه این بوده که ندای برابریخواهی آن نقشی را که فرهنگ مردسالار محلی بر ذهن افراد جامعه پیرامونش با غبار تحجر کشیده، به هم زده است. این بههمزدن اگرچه در ابتدای امر غبار به پا میکند و دو طرف را آزار میدهد اما هنگامی که گرد و خاک میخوابد این ذهنیت آگاه زنان است که دیر یا زود منجر به رسیدن به حقشان میگردد. فعالان اجتماعی و سازمانهای غیردولتی چطور؟ جو شدید اختناق حاکم بر مناطقی که اقلیتهای قومی و مذهبی زندگی میکنند مانع از حمایت آشکار بسیاری از فعالین مدنی و سازمانهای غیردولتی میشود. از طرفی وجود تبعیضهای ذکرشده در زمینههای دیگر بیشتر توجه فعالیت مدنی منطقه را به خود جلب کرده است. اما بیشک گسترش روزافزون کمپین توجه این دسته از فعالین را نیز جلب خواهد کرد. لطفاً کمی هم از تجربههایی که در جمعآوری امضاء داشتهاید بگوئید؟ به عنوان مرد مهمترین چالشی که در جمعآوری امضاء با آن مواجهم جنسیتم است! متأسفانه هنوز برای بسیاری هضم این که یک مرد برای برابری حقوق زن و مرد فعالیت کند امکانپذیر نیست. کنایهها و اهانتهای همجنسهایمان و نگاههای مشکوک و نامطمئن زنان و دختران جزء لاینفک کار مردان فعال در حوزه زنان است. ارتباطتان با فعالین کمپین در تهران و شهرهای دیگر چگونه است؟ فعالین کرمانشاه از طریق ایمیل، تلفن و یا حضوراً با فعالین تهران در ارتباط هستند، با فعالین شهرهای دیگر نیز فقط در حد جلساتی که در تهران برگزار میشود ارتباط برقرار میشود. یکی از اتفاقات خجستهای که در کمپین یک میلیون امضاء رخ داده، همکاری و همیاری صمیمانه مردان در راه پیشبرد اهداف این کمپین و تحقق برابری حقوقی است. شما به عنوان یکی از مردانی که از همان ابتدا در کنار کمپین بودهاید چرا و چطور به مسائل حوزه زنان علاقمند شدید؟ تبعیضی که بر زن روا میشود فارغ از جنسیت بر تمامی افراد جامعه مستقیم یا غیرمستقیم ضربه وارد میکند، جنس این نابرابریها به گونهای است که لمس آن در زندگی پیرامونمان به غایت آسان است و بیعدالتیهای این زمینه بسیار برجستهتر از موارد دیگر است، نگاهی گذرا به صفحه حوادث روزنامهها مؤید روزمرگی ظلمی است که به زنان میرود. من هم به عنوان یک مرد! بر این عقیدهام که زندگی در شرایط نابرابر، حتی اگر این نابرابری در ظاهر به نفع همجنسان من باشد نیز، غیرقابل تحمل است. به نوبهی خود بغضهای گاه و بیگاهم از دیدن و شنیدن این بیعدالتیها انگیزه فعالیتی هر چند کوچک در جهت بهبود این شرایط بوده است. کمپین اولین فعالیت جدی من در حوزه زنان است و قبل از آن در حد نوشتن مطالبی در وبلاگ شخصی و نشریات دانشگاهی به حوزه زنان پرداختهام، البته اگر بتوان نام فعالیت بر آن گذاشت. سپاسگزارم که به سؤالات ما پاسخ دادید من هم از وقتی كه در اختيارم گذاشتيد ممنونم دوشنبه 27 فروردین 1386 پوران درخشنده: تغيير قوانين خواست همه زنان است گورين بو يهكسانی: پوران درخشنده، متولد 1330 كرمانشاه، فارغالتحصيل سينما با گرايش كارگردانی از مدرسه عالی تلويزيون و سينما و دارای لوح افتخار درجه يك هنری معادل دكتری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. فيلم "رابطه" نخستين تجربه سينمايی اوست. او در سال 1366 فیلم "پرنده كوچك خوشبختی" را ساخت كه موفق به دریافت چندین جایزه از جشنواره ششم فیلم فجر شد و پس از آن نیز به ساخت فیلمهای مختلف سینمایی پرداخت كه آثار او موفق به دریافت جوایز متعددی از جشنوارههای داخلی و خارجی شدند. درخشنده داوری چندين جشنواره داخلی و بينالمللی را عهدهدار بوده و عضو انجمن فيلمسازان زن آمريكا (WIF)، عضو مركز بينالمللی كودكان و نوجوانان (CIFE) و كارگردانان مستقل آمريكا (IFP) نيز میباشد. در ادامه بخش كوتاهی از گفتگوی خانم الناز انصاری از "سايت تغيير برای برابری" با اين هنرمند كرمانشاهی را خواهيد خواند. تغيير برای برابری: پوران درخشنده، كمپين يك ميليون امضا را برخواسته از نيازهای واقعی زنان ايران خواند و با تأكيد بر پايگاه اجتماعی مطالبات حقوقی جنبش زنان از اين حركت به عنوان حركتی اجتماعی تأثيرگذار ياد كرد. كارگردان فيلم "بچههای ابدی" مطالبات جنبش زنان ايران را مطالبات همه زنان دانست و گفت: وقتی پای مطالبات حقوقی در ميان است نمیتوان گفت كه حركت تنها زنان طبقه متوسط را در بر میگيرد. همه زنان درگير اجحاف قانونی هستند و اتفاقاً اين زنان طبقه پائين جامعه هستند كه آسيبپذيری بيشتری در مقابل قانون دارند. < |