گورین بو يهكسانی
فعالان كُرد کمپین یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیضآمیز
|
|
چهارشنبه 13 تیر 1386 ژينا مدرسی از فعالان كمپين در كردستان: صدای رهايی را میشنوم / گفتوگو: مريم حسينخواه زنان كردستان از همان اولين روزهايي كه نطفه كمپين در 22 خرداد 84 مقابل دانشگاه تهران بسته شد، همراه كمپين بودند و سابقه فعاليتشان در حوزه زنان به سالها قبل برميگردد. با زينا مدرسي از فعالين جوان كمپين يك مييلون امضاء در سنندج درباره شيوه كار و پيشرفت كمپين در اين شهر گفتگو كردهايم. شما کی و چطور با کمپین یک میلیون امضاء آشنا شدید؟ با توجه به ارتباطم با دوستان مركز فرهنگي زنان در جريان برنامهريزي كمپين بودم و از همان اوايل شروع (اوايل پاييز) از طريق آنان با كمپين آشنا شدم و با مطالعه سايتها بيشتر و كاملتر در جريان آن قرار گرفتم. چه فعالیتهایی در حوزه زنان داشتهاید و چطور به این حوزه علاقهمند شدهاید؟ شايد مثل بسياري ديگر، شروع اين فعاليت برخاسته از سوالهايي بود كه از كودكي در ذهن داشتم. از چراها شروع شد و آنقدر علامتهاي سوال روي سرم زياد شد كه سنگينياش اذيتم ميكرد و بايد به آنها جواب ميدادم. خواندن كتابها و مقالهها از دوم دبيرستان و آشنا شدن با دوستان و فعالين تهران و شهرمان سنندج و همچنين مادرم و كتابخانهاش. كتابخانهي زناني كه خيلي از زنان اطرافمان عضو آن هستند. فعاليتهاي خودم در اين زمينه بيشتر مطالعه بوده و گاهي نوشتن در سايتها، همكاري در برگزاري مراسمهاي 8 مارس و كارگاههايي با محوريت موضوع زنان. کمپین از چه تاریخی کارش را در شهر شما آغاز کرد؟ قبل از برگزاري كارگاه عدهاي جداگانه از طريق سايت شروع به كار كرده بودند ولي بهصورت جدي و آموزش ديده از 2 اسفند كه كارگاه آموزشي تشكيل شد، کارمان را شروع کردیم . قبل از آغاز بهکار کمپین در شهر شما، فعالیت در حوزه زنان چگونه دنبال میشد و فعالان شهر شما چه شیوههایی برای طرح مسائل زنان در پیش گرفته بودند؟ استان كردستان به خصوص سنندج سابقهي طولاني از نظر فعاليت در اين مسايل دارد. با توجه به شرايط خاص اين منطقه از هر نظر (فرهنگي، سياسي، اجتماعي و...) مردم آگاه و پيگيرند. ولي فعاليتهاي جدي در زمينهي زنان تقریباً از سال 80 شروع شد، یعنی با مجوز دادن براي تشكلهاي غيردولتي به شكل برگزاري كارگاههاي مختلف، برگزاري 8 مارسها و تشكيل گروههاي ادبي ورزشي زنان . چطور با اعضای اولیهی کمپین در شهرتان ارتباط گرفتید؟ واکنشهایشان چطور بود؟ بدون اغراق همه مشتاقانه استقبال كردند. من اول موضوع کمپین را با فعالين زنان و دانشجوها و افرادي كه به ذهنم ميرسيد از هر قشري مطرح كردم. همه مشتاق بودند و پيگير. عدهاي هم كه قول همكاري ندادند با توجه به شرايط خاص اينجا و كوچك بودن سنندج و ترس از اخراج از كار و دانشگاه و بعضي ترس از بزرگترهاي خانواده و دردسرهاي بيشتر. البته سوالهاي مداوم ناشي از شكهايشان هم بود و ترسهاي هميشگي كه ما هم سعي در رفع شكها داشتيم بههرحال عدهاي قانع شدند و عدهاي هم نه. کارگاه آموزشی کمپین را چطور برگزار کردید؟ چند نفر در این کارگاه شرکت کردند؟ بیشتر از چه قشر و چه سنی بودند؟ ما منتظر بوديم كه دوستان كمپين تهران به سنندج بيايند ولي با توجه به فشار كاري دوستان بهخصوص وكيلهاي كمپين برنامه از اين قرار شد كه ما بيايم تهران. شب راه افتاديم صبح رسيدم تهران و مهمان خانهی يكي از عزيزان شديم. ایشان خانهشان را در اختيار كارگاههاي كمپين گذاشتند. كارگاه تشكيل شد و همان شب برگشتيم سنندج! برنامهي فشردهاي بود. 8 نفر بوديم 3 نفر از مريوان و 5 نفر از سنندج. قرار بود كه ما بعد از آموزش اين دوره كارگاه را براي بقيه در سنندج و شهرستانهاي اطراف برگزار كنيم چون امكانش نبود كه همهي اعضا به تهران بيايند. اكثراً از فعالين زنان بودند، يك نفر خانهدار و دو نفر دانشجو. اعضايي كه در كارگاه شركت كرديم از 20 ساله كه خودم بودم تا 50 ساله بودیم كه يكي از خانمهاي فعال در امور زنان در سنندج هستند. کمی هم در مورد روند تشکیل کارگاه توضیح دهید.چطور جا پیدا کردید؟ چطور بچهها را هماهنگ کردید؟ و... زحمت كارگاه اول را كه دوستان در تهران كشيدند. برنامههاي بعدي را يا در منازل شخصي جمع ميشويم يا دفتر كار يكي از اعضاي كمپين سنندج. هماهنگي بچهها هم اكثراً به صورت حضوري يا تماس تلفني انجام ميشود. این کارگاه چقدر در روند کارتان تأثیر داشت؟ خب جدا از آموزش مسايل اوليهي كمپين و بحثهاي حقوقي كه خيلي خوب بودند، شور و نشاط بچههاي كمپين هم به دوستان انرژي ميداد و ما را براي كار مشتاقتر ميكردند. تجربهي دوستان هم كمك بزرگي بود. فعالان کمپین در شهرتان عمدتاً از چه قشری و چه رده سنی هستند؟ از همه قشرها (كارمند، خانهدار، معلم و ...) هستند ولي ميشود گفت قشر دانشجو نسبت بيشتري را به خودشان اختصاص دادند. شیوههای ارتباطی که شما برای ارتباط با داوطلبان کمپین در شهرتان پیشرو گرفتهاید به چه طریق است؟ سایت یا وبلاگ دارید؟ از طریق ایمیل با هم در ارتباط هستید یا جلسات حضوری دارید؟ من از طريق سايت با كمپين تهران درارتباط هستم. ولي با دیگر اعضاي کمپین در شهر خودمان در جلسات حضوري ارتباط داریم . شیوه سازماندهی کارهای کمپین در شهرتان به چه شکل است؟ آیا کمیتههای مختلف تشکیل دادهاید؟ یا به صورت ستادی کار را جلو میبرید؟ شرايط شهر سنندج براي اين طور فعاليتها خيلي با شهرهاي ديگر فرق ميكند. بههرحال ما هم كميتهبندي كرديم خودمان كار ميكنيم و هر چند مدت يك بار كارگاه كوچكي تشكيل ميدهيم و عدهاي جديد را آموزش ميدهيم كه آنها هم شروع به كار كنند. در حال حاضر چند نفر در شهر شما با کمپین همکاری میکنند؟ 35 نفر كار ميكنند. چند نفرشان مرد هستند؟ نزديك به ده نفرشان كه البته اكثرا دانشجو هستند چه برنامهای برای ادامه روند کار کمپین دارید؟ استان كردستان از جمله استانهايي است كه سني مذهب هستند. و در دادگاههاي اينجا يك سري موارد به صورت احوال شخصيهي اهل تسنن اجرا و حكم داده ميشود يعني بعضي مواردي كه در جزوهي كمپين بود براي ما كه در اهل تسنن هستيم صدق نميكند. بنابراين ما تصميم گرفتهايم كه بخش حقوق زنان را در احوال شخصيهي اهل تسنن بررسي كنيم. كه با پيگيريهاي اعضاي كمپين، دانشجويان رشتهي حقوق و يكي از تشكلهاي مسايل حقوقي در كردستان قرار است به صورت كارگاهي يك روزه اين مسئله توسط چند نفر از وكلا و استادان دانشگاه كردستان بررسي و آموزش داده شود. واکنش مردم شهرتان نسبت به کمپین چه بوده و چقدر از این مسئله استقبال کردهاند؟ استقبال خيلي خوب بوده. بعد از اينكه ما گروهي را تشكيل داديم وآمديم تهران براي كارگاه، منسجمتر شروع به كار كرديم. وقتي براي امضاء جمع كردن به چند جا رفتم با چند نفرمواجه شدم كه ميگفتند سايت كمپين رو ديدهاند و برگه رو پرينت گرفتند و از اطرافيانشان امضاء جمع كردهاند و حتي فرستادهاند تهران ! خب مثل همهی جاها بعضيها مخالفت ميكردند و بعضيها هم منتظر بودند كه برگه به دستشان برسد و امضاء كنند. دليل مخالفتها هم اكثراً بحث عواقب كاري افرادي بوده كه كار و فعاليت ميكنند و امضاء جمع ميكردند. بارها به خود من هم تذكر دادهاند كه مواظب خودم باشم. وضعيت كردستان با استانهاي ديگر خيلي فرق ميكند و شايد اذيتي كه اينجا فعالها و حتي فعالين زنان ميشوند و هزينههايي كه ميدهند بيشتر از شهرهاي ديگر است. اينجا هر نوع فعاليتي انجام شود برچسبهاي مختلفي (تجزيهطلبي و موردهاي ديگه...) ميخورد . سنندج شهر نسبتاً كوچكي است و كساني كه فعاليت ميكنند و كار ميكنند كاملاً مشخص و براي اكثريت شناخته شده هستند، هرچند كار ما جز آموزش و آگاهسازي خودمان و زنان از وضعيتشان چيز ديگري نيست. البته چون كلاً اكثر مردم سنندج سابقهي فعاليتي دارند و اكثراً آگاه هستند استقبال خيلي خوبي بود. و حتي كمكهاي مالي براي كپي جزوهها و برگهها از خود مردم به ما رسيده است. فعالان اجتماعی و سازمانهای غیردولتی چطور؟ سازمانهاي غيردولتي ما را در تشكيل كارگاههاي آموزشي بيشتر كمك كردند. چند نفر از كساني هم كه خودشان تشكل دارند الان در حال امضاء جمع كردن هستند. ارتباطتان با فعالین کمپین در تهران و شهرهای دیگر چگونه است؟ ارتباطمان با فعالين كمپين تهران از طريق سايت و بيشتر ايميل است با چند نفرشان مدام در حال ارتباط هستيم. ولي متأسفانه جز با شهرستانهاي اطراف سنندج با شهر يا شهرستانهاي ديگر فعلاً تا اين لحظه ارتباط زيادي نداشتیم فقط با يكي ازدوستانمان در رشت كه كمپين را برايش توضيح داديم و آدرس سايت را برایش فرستاديم و ايشان هم شروع به كار كردند، در ارتباط هستيم . سپاسگزارم که به سوالات ما پاسخ دادید. من هم از شما سپاسگزارم به اميد هرچه زودتر رسيدن به برابري و حق مسلم انساني خودمان كه حاصل رنج و تلاشمان هست. به قول يكي از دوستان عادت نداريم حاصل تلاش و رنجمان را نبينيم! اين قسمت از شعر خانم پوران فرخزاد را فراموش نميكنم و هميشه تكرار ميكنم: صداي رهايي را ميشنوم گه گاه از دور از دير از صوت صميمي تاريخ! |
|