گورین بو يهكسانی
فعالان كُرد کمپین یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیضآمیز
|
|
یکشنبه 17 تیر 1386 کمپین یک میلیون امضاء و راهیابی مطالبات زنان به سطوح بالای هرم قدرت / زارا امجديان دنياي امروز دنياي پرتناقضی است و این شاید ناشی از خصلت غیردمکراتیک جوامعی چون ماست که سرشار از تناقضات است. روزي که رای دهندگان انتخابات ریاست جمهوری میان دو گزینه آقایان احمدینژاد و رفسنجانی قرار گرفته بودند و باید یکی را انتخاب میکردند، با خودم فکر میکردم با وجود قوانین متصلب تبعیضآمیز در جامعه، کدام يک از اين دو نفر گامي براي ایجاد فضای مناسب جهت فعالیت کنشگران مدافع حقوق زنان برخواهد داشت و هنگام تدوین سياستهاي کلان براي ايران پر از تفاوتهاي فرهنگي، کدامشان به زنان به عنوان نيمي از جمعيت کشور نيم نگاهي خواهند کرد و فرصتهايي را براي احقاق حق زنان ايجاد میکنند؟ بیش از دو سال از آن روزها ميگذرد، ما که از ابتدا نیز چشمداشتی به صاحبان قدرت نداشتیم، در پروسههای پرفراز و فرود عمل اجتماعی و جمعی، از برگزاری کارگاه، سمینار و تجمع و... گرفته تا "کمپين يک ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيضآميز"، در حاشیه رقابت در قدرت، با اتکا به توان خودمان کارمان را ادامه دادیم. سخت بود و جسارت ميخواست به ميان زنان هموطن رفتن. زناني که سالهاست زير سايه استبداد نظام مردسالاري فراموش کرده بودند که حقوقي دارند و مي توانند براي گرفتن حقشان تلاش کنند. بيشترين باز خورد مردم، نااميدي آنها بود "از قدرت"! قدرتي که به خواسته مردم بیتوجه مانده بود و هر آنچه را که مطابق منافع خود ميدانست بر مردمش تحميل کرده بود. اما اکنون اتفاق عجيبي در حال رخ دادن است. در خبرها ميخواندم که رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام با بيان اينكه نمايندگان مجلس ميتوانند برابري ديه زن و مرد را به صورت طرح ارائه كنند و اگر مجلس هفتم آن را تصويب كرد، افتخار است، اما اگر تصويب نكرد يا شوراي نگهبان آن را رد كرد، در مجمع ميتوانند در اين زمينه اقدام كنند. در خبری دیگر آمده است که زنان اصولگراي مجلس شوراي اسلامي با همکاري کميته فرهنگي ـ اجتماعي زنان، برخي از موارد قانون مدني، در مورد حقوق زنان و خانواده از جمله برابری در ارث و دیه را که احتياج به بازنگري و تغيير دارد، آماده کرده و اين موارد را براي تغيير به مقام رهبري ارائه خواهند کرد و به تازگی هم به مناسبت روز زن، زنان اصلاحطلب در نامهای سرگشاده از نمایندگان مجلس هفتم خواستهاند که برابری دیه زن و مرد را در دستور کار خود قرار دهند. چه اتفاقي افتاده است؟ گروههايي که به لحاظ سياسي رقيب هم هستند در خواستهی برابري دیه ميان زن و مرد، یکی از خواستههای مطرح شده در کمپین یک میلیون امضا، به توافق رسيدهاند. یک سال پیش فعالان جنبش زنان برای طرح این خواستهها زندانی و و محاکمه شدند و اکنون محکوم به حبس و شلاق شدهاند! خواستهاي که بسياري از زنان خاموش جامعه (که صدايشان به جايی نمیرسد) در خلوت پرسکوت خانههايشان به تحقق آن، چون آرزويي دست نيافتني ميانديشند و میدانیم که خاموشي اين زنان دليل بر پذيرفتنشان نمیشود! منظر از یک روایت منظر اول: يک ديدگاه آن است که مبارزات زنان فعال در طول سالها با عمومي کردن بحث زنان در جامعه و به خصوص دو سال گذشته ـ با برگزاری تجمعات و کمپينها، فعالیت در سایتها و وبلاگهای زنانه و هزينههايي که فعالان زن در پیگیری مطالبات برحقشان متحمل شده اند ـ اکنون به بار نشسته است. و جنبش زنان با استفاده از روشهای نوين نظیر روش چهره به چهره در کمپين يک ميليون امضا موفق شده است که مطالبات زنان را به سطح فوقانی سلسله مراتب قدرت بکشاند و آن را به گفتمان سياسي روز تبديل کند. منظر دوم: اينکه مطرح شدن اين مطالبات در سطح قدرت، بازي تبليغاتي احزاب سياسي براي جذب راي مردم به منظور پیروزی در انتخابات است. در جوامعي که انتخابات مبتني بر راي مردم است "تبليغات" موضوع مهمي است که هر حزب سياسي براي پيروزي از آن استفاده خواهد کرد. این موضوع امری عادی برای جذب رای دهنده است، اما نکتهای که نباید از آن غافل ماند این است که همواره مسئله زنان در مبارزات انتخاباتی امری عام و کلی بود و مسئله تغییر یا برابری قوانین مربوط به زنان کمتر متوجه کاندیدا یا احزاب سیاسی بوده است، در خرداد 84 نیز این زنان بودند که از فرصت انتخاباتی برای طرح مطالبات حقوقیشان استفاده کردند تا تجمع روبروی دانشگاه تهران را شکل دهند اما اکنون این کاندیداها و احزاب و قدرتمندان هستند که به سراغ زنان و مطالبات حقوقیشان آمدهاند. اکنون مطرح شدن برابری حقوقی در گفتمان سیاسی و رسمی حاکمیت و شروع آن با "برابري ديه زن و مرد" از سوی احزاب سياسي با گرايشهاي ايدئولوژيکي متفاوت در ايران امروز ميتواند براي هر حزبي هويت جديدي را به ارمغان بياورد و در بازي قدرت، مهم است که چه کسي بگويد "من اين تغيير را ايجاد کردم" چرا که ميتواند مشروعيت خود را از طريق تاييد يک «خواست عمومي» تضمين کند. کيست که نداند در دنياي امروز، قدرت بدون مشروعيت نميتواند پايدار بماند. اينجاست که "به نام خود کردن" يک پيروزي، برای حفظ مشروعیت و اقتدار، مهم است و البته گاهی هم جنجال برانگيز. شکلگیری «هویت» در روند فعالیت جمعی اکنون پرسش اين است که آيا براي جنبشهاي اجتماعي (بهویژه جنبش زنان) که خواستار تغيير هستند و خواستههایشان را نیز به طور مستمر مستند میکنند، اهمیت ثبت حرکت به نام آنان یا دیگری تا چه اندازه مهم است؟ اساسا براي هر جنبشي، هويت، به راستی موضوع مهمي است و نميتوان با شعارهایی آرمانگرایانه به سادگي از کنارش گذشت اما اينکه جنبشها چه چيزي را هويت خود ميدانند، مسئلهايست قابل تامل. هویت جنبشهای اجتماعی نه یک ویژگی خاص کنشگران اجتماعی بلکه یک «فرایند اجتماعی» است. بنابراین هویت یک ویژگی غیر قابل تغییر و یک مفهوم از پیش موجود نیست برعکس دقیقا در پروسه عمل است که احساس تعلقهای خاص تقویت یا تضعیف میشود. احساس تعلقهای خاص در طی فرایند درونی کردن اهداف و ضرورت آن شکل میگیرد. از اینرو، یک هویت از پیش تعیین شده نیست که هدف کنشگران یک عمل جمعی را تعیین میکند، بلکه کنشگران حول هدفهای مشترک جمع میشوند و در طول مسیر برای رسیدن به آن اهداف از طریق احساس تعلق جمعی و با درونی کردن آن ارزشها و اهداف مشترک، هویتشان به تدریج شکل میگیرد. پس اگر آن اهداف از طریق دیگری و یا افراد دیگری تحقق یابد نه تنها خدشهای در آن عمل جمعی ایجاد نمیکند (چرا که هدف را زیر سوال نبرده است) بلکه امید تازهای در دل کنشگران آن کنش جمعی در راه رسیدن به اهدافشان ایجاد میکند. از این منظر جنبش حقوقی زنان در ایران که یکی از مصداقهای آن کمپین یک میلیون امضا است، هویت خود را در مسیری که کنشگران آن در رسیدن به هدف (که تغییر قوانین نابرابر است) میپیمایند، رقم میزند. به عبارتی هويت خود را در اهدافش متبلور ساخته است. يکي از اهداف اين کمپين گسترش و ايجاد مشارکت مدني متکي به روش چهره به چهره است براي رسيدن به خواستهايي است که به طور کاملا مشخص در قالب يک بيانيه مطرح کرده است. و هرچند که تغییر در قوانین تنها هدف و یا حتی شاید هدف اصلیاش نیست بلکه هویت اصلی این جنبش به گسترش تغییر فرهنگی و ترویج "قواعد جدید" نیز مرتبط است کمپین برای "انتشار" و "وارد ساختن" موضوعات جدید در بحثهای عمومی از توانایی زیادی برخوردار است، و همین امر را زمینهساز تغییر میداند. فعالان کمپين معتقدند که هر تغييري در حوزه زنان مستلزم تلاش آگاهانه زنان برای رساندن صداي اعتراضشان در عرصه عمومی است. بنابراین آنچه در اولویت قرار دارد شدت «حساسیت برانگیزی» کمپین یا به عبارت دیگر توانایی آن برای ایجاد حساسیت در میان مردم، و فعالان سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، و دستگاههای قانونگذار است. بنابراین فعالان کمپین یک میلیون امضا تنها تغییر افکار عمومی را دنبال نمیکنند، بلکه درصدد تاثیرگذاری و تغییر نگاه قانونگذاران و تغییر ارزشهای آنان نیز هستند. از این رو موفقیتشان هم به افزایش حمایت نخبگان ارتباط دارد هم به افزایش حمایت افکار عمومی. و این دو حوزه بر یکدیگر تاثیرگذار هستند و رابطه متقابل با یکدیگر دارند. کمپین يك میلیون امضا با پایداری و مقاومتی که در این راه در پیش میگیرد میتواند جدی بودن خواستهها و ضروری بودن تغییر را مطرح سازد. با گذشت ده ماه از آغاز فعاليت کمپين يک ميليون امضا و مشارکت بسياري از زنان و مردان حقطلب در سطوح مختلف نظير جمعآوري امضا از طريق ارتباط چهره به چهره، خبررساني در سايتها و روزنامهها، مقاومت زنان فعال در زندانها و پايداريشان در ادامه مسير حتا پس از محکوم شدنهاي متوالي، همه و همه نشان از استقامت و جدي بودن اين زنان مبارز در پيگيري خواستههايشان است. احزاب به میدان آمدهاند ایجاد چنین فضای باطراوت و پویا برای طرح گسترده حقوق زنان باعث شده که هماکنون براي اولين بار احزاب و جناحهای سياسي همگي بر ضرورت تغيير در وضعيت زنان تاکيد کنند یعنی این امر شاید نشان دهنده آن باشد که زنان آگاه و حقطلب جامعه ايران توانستهاند با مشارکت و پايداري در مبارزه بر عليه تبعيضهاي موجود، مسئله "زن" را در سطوح بالای هرم قدرت مطرح کنند. حال اگر احزاب سياسي هم به اين بلوغ رسيدهاند که ناگزیرند به خواستههاي مدني اهميت بدهند و در اين ميان مطالبات حقوقي زنان را به عنوان شعار تبليغاتي خود برگزينند، باید از سوی فعالان زن مورد استقبال قرار گیرد. چند سال پیش شیرین عبادی در انجمن حمایت از حقوق کودکان با رسانهای کردن کودک آزاری و پیگیری پرونده آرین گلشنی و نیز در ادامه آن تجمع کوچکی که بعد از مراسم ختم او به راه انداخت موفق شد بحث کودکان را به مجلس بکشاند. حال مگر زن رنج دیدهای که اکنون میتواند حضانت فرزندش را تا هفت سالگی ازآن خود کند، برایش فرقی دارد که بداند این شیرین عبادی بود که بحث حضانت کودکان را به مجلس کشاند و یا نمایندگان مجلس بودند که این قانون را تصویب کردند؟ گذشته از فعالان قدیمیتر جنبش زنان، حتا فعالان جوانتر این جنبش نیز از اقدامات فراوانی که در گذشته برای تغییرات هرچند اندک وجود داشته چندان باخبر نیستند، آن هم در زمانهای که مانند امروز نه از اینترنت خبری بود و نه روزنامهها و مجلات در مورد مسائل زنان مینوشتند. هر کدامشان که بخواهند براي تغییر و اصلاح اين قوانين در مجلس تلاش کنند چندان فرقي نخواهد کرد چرا که در تحلیل نهایی، پيروز اين ميدان زنيست که همه عمرش را رنج کشیده است، زن «صبور» ایرانی که قامتاش از سنگینی باري که اين قوانين ظالمانه بر دوش او افکنده به راستی خمیده شده است. پینوشت... از 22 خرداد سال 85 تا به حال شاهد 121 مورد بازداشت و زندانی شدن فعالان جنبش زنان بوده ايم، نزدیک به یک میلیارد تومان وثیقه و کفالت برای آنان صادر شده است و احکام صادره برای آنان مجموعا 14 سال حبس تعلیقی و نزدیک به 15 سال حبس قطعی (تعزیری) بوده است. |
|