تبليغاتX
گورین بو يه‌كسانی - یکشنبه 14 مرداد 1386

فعالان كُرد کمپین یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز




یکشنبه 14 مرداد 1386 

هيجده ساله اما نابرابری كشيده / گلاله بهرامی

 

امروز براي مطرح كردن كمپين و امضا گرفتن به آرايشگاهي زنانه رفتم و در طول مسير، تمام فكرم اين بود چطور سر صحبت را باز كنم و يا چطور با هر مخاطبي برخورد كنم تا به استقلال و همه‌گيري كمپين لطمه‌اي وارد نشود كه برداشتي غلط به همراه داشته باشد. اما با توجه به تجربيات گذشته مي‌دانم واقعيت اين است، زناني كه كوچه به كوچه مي‌بينم چون لمس كرده‌اند نابرابري را نه شعار داده‌اند و نه برخلاف بسياري از زنان به ظاهر روشنفكر براي شانه خالي كردن از مسئوليت و حتي فكر به مشكلات موجود فقط سفسطه‌بافي مي‌كنند، بلكه با اشتياق و اميد به بهبود امضا مي‌زنند و استقبال مي‌كنند.

و اكنون در مقابل دختر جواني ايستاده‌ام كه در چشمانش به جاي شور و اميد زندگي فقط و فقط ياس و بي‌پناهي موج مي‌زند. برگه را كه مي‌خواند من از موارد دفترچه بيشتر برايش مي‌گويم به بحث ازدواج و طلاق كه مي‌رسم نگاهش خيس خيس مي‌شود. بغضش را كه پنهان مي‌كند مي‌گويد: "دو سال پيش كه ازدواج كردم به خيالم مستقل شدم و از دست پدرم و حكم‌ها و كتك‌هايش خلاص شدم. با هزار و يه دونه آرزو اما، دو ماهي نگذشته بود كه منو مجبور به طلاق كردن آخه شوهرم گفت كه اگه موافقت نكنم منو تا عمر دارم همين‌جور مي‌ذار و طلاقم كه هيچ نمي‌ده قانون بهش حق مي‌ده كه بره زن هم بگيره منم توافقي، بدون هيچ حق و حقوقي، بدون هيچ شكايتي از ازدواج و رضايتي از طلاق جدا شدم.

الانم هر شب از پدرم كتك مي‌خورم كه امروز كجا رفتي و چكار كردي، نگفتم حق نداري با مادرتم بيرون بري، دختر مگه تو نمي‌فهمي الان يه زن مطعلقه‌اي آبروي من و با اين كارا مي‌بري. امضا كرد ولي با خشم، خشمي كه نمي‌دانست آن‌را نثار پدرش، شوهرش يا اين قوانين نابرابر كند. و با اميد به روزي كه خودش براي زندگيش تصميم بگيرد. از طرز نوشتنش مي‌شد فهميد كه با امضا خودش را تاييد مي‌كند. تازه هيجده سالش شده بود. پدرش باز هم مي‌خواست او را شوهر بدهد اما نمي‌دانست كه قرار است دفعه‌ی بعد از كجاي اين قوانين ضربه بخورد.

| + | بخش: كوچه به كوچه