تبليغاتX
گورین بو يه‌كسانی - دوشنبه 5 شهریور 1386

فعالان كُرد کمپین یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز




دوشنبه 5 شهریور 1386 

متن پيام دكتر رويا طلوعی به نشست و ميزگرد كنشگران كمپين يك ميليون امضاء در كرمانشاه

 

ـ دكتر رويا طلوعی پيام‌شان را كه به صورت صوتی برای اين نشست ارسال داشته بودند به زبان كُردی آغاز كردند اما به احترام حضور ميهمانان غيركُرد در اين نشست ادامه‌ی سخنان‌شان را به زبان فارسی بيان داشتند

 

دوستان عزيزم سلام و با آرزوی موفقيت برای همه‌ی شما عزيزان

خوشحالم از اين‌كه به عنوان عضوی از جنبش زنان اين فرصت به من پيشنهاد شده است تا با اين‌كه به لحاظ فيزيكی از دوستانم دور هستم اما با توجه به امكانات الكترونيكی بتوانم پيامی را ـ پيام كه چه عرض كنم سلامی را و نقطه نظراتی را ـ خدمت‌تان بفرستم...

كمپين يك ميليون امضاء تجربه‌ی بسيار جالبی بود بعد از 22 خرداد، روز ملی همبستگی زنان ايران كه در سال 84 شروع شد و همه‌ی ما در آن نقش داشتيم و بسيار هم باشكوه بود و بعد هم تجربه‌ی باشكوه اما غم‌انگيز خرداد 85 و پس از آن بود كه كمپين شكل گرفت و تا آن‌جا كه می‌دانم دختر جوانی پيشنهاد دهنده‌ی اين كار بزرگ بوده كه برايش آرزوی موفقيت می‌كنم.

كمپين يك ميليون امضاء يك مبارزه مسالمت‌آميز بدون خشونت است و چنين مبارزه‌ای اگر در كشوری نيمه اوتوكراسی بود بدون شك به موفقيت‌های بزرگی دست می‌يافت، اما در كشور ما كه كشوری‌ست با حكومت تئوكراسی، فعاليت‌های مسالمت‌آميز مدنی به هيچ‌وجه تحمل نمی‌شود. متأسفانه بعد از بازگشت پوپوليسم كه با روی كارآمدن رئيس جمهور جديد دوران آن دوباره‌ شروع شده فعاليت‌های مسالمت‌آميز مدنی مثل كمپين، با موانع بسيار جدی مواجه گرديده‌ است . با کمال تأسف به نظر می‌رسد كه درها بر روی فعاليت‌های مسالمت‌آميز برای نيل به دمكراسی و برابری و آزادی در كشور به شدت بسته شده ولی می‌دانم كه جنبش پويای زنان كه يك جنبش اجتماعی از قسم جنبش‌های نوين اجتماعی است منبسط می‌شود ولی متوقف نخواهد شد چون جنبش ما يك جنبش شبكه‌ای است و هرمی نيست و ما می‌توانيم در فرصت‌های لازم دوباره نيروهايمان را جمع كنيم و جنبش منقبض بشود و يك آكسيون مناسب را نشان بدهد.

متأسفانه در حال حاضر در فضايی هستيم كه به عنوان مثال در كردستان اعضای سازمان دفاع از حقوق بشر كردستان را به زندان افكنده اند، برای عدنان حسن‌پور ژورناليست كُرد حكم اعدام صادر شده و در كل كشور يك فضای بسيار سخت‌گيرانه نسبت به عموم مردم و همه‌ی جنبش‌های اجتماعی ايجاد گرديده. اما با تمامی فشارها و سختی‌ها به ياد داشته باشيم زمانی همگان و به‌ويژه مردان اصلاح‌طلب مملكت حتی از قبول تحركات ما زنان به عنوان جنبش ابا داشتند و چقدر بحث‌ها با آن‌ها داشتيم. در كردستان هم همين‌طور بود، الان هم بسياری مايل نيستند اصلاً قبول كنند كه زنان وجود دارند و جنبشی دارند و حركتی ‌دارند، حتی متأسفانه در میان برخی زنان هم گاهاً چنین استدلالات از سر ناامیدی را می‌بینیم ، با این وجود با تمام موانعی كه سر راه ما بود می‌بينيم امروز نه تنها حركات ما را جنبش می‌دانند، بلكه بعضی از آن مردانی هم كه نفی‌مان می‌كردند در رقابت با يكديگر برای امضای بيانيه‌های جنبش زنان گوی سبقت را از هم می‌ربایند و اين خود موفقيتی‌ست بزرگ. به ياد داريد چقدر از امثال آقای جلايی‌پور و هم‌فكرانش دلخور بوديم، ولی خوب حالا جنبش زنان توانسته هويت خودش را اثبات كند و دارای ‌شناسنامه‌ای غيرقابل انكار است.

به نظر من یکی از بزرگ‌ترين دستاوردهای جنبش زنان پيوستن نسل مردان جوان حق‌طلب و برابری‌خواه به اين جنبش است. برابری‌خواه در معنايی كه به كار می‌برم نه آن معنايی كه عده‌ای از دوستان ايدئولوژيك چپ تندرو، خودشان را پيشرو و برابری‌طلب می‌دانستند و الان هم از همين اسامی استفاده می‌كنند اما در عمل فقط ايدئولوژيك برخورد می‌كنند و آن‌ها هم نگاه حذفی دارند و هر كس را از ايدئولوژی آن‌ها نباشد از خود نمی‌دانند. در واقع برابری‌طلبانی كه در داخل ايران در اين مدت پرورده شده‌ و به‌ میدان آمده‌اند كسانی هستند كه واقعاً بشر را مثل بشر نگاه می‌كنند و حقوق مساوی برای همه قائلند و هيچ ديوار ايدئولوژيكی آن‌ها را محدود نمی‌كند و اين خيلی مهم است چون جنبش زنان هم يك جنبش فراايدئولوژيك است.

در هر صورت حال كه جنبش زنان به عنوان يك جنبش پذيرفته شده و توانسته كه خود را به همه‌ی اجتماع بقبولاند ،من هم مثل بسياری از شما دوستان نقش محوريت برای اين جنبش قائلم ، چون جنبش زنان توانسته زنان مليت‌های مختلف، زنان دانشجو، زنان كارگر و بقيه‌ی زنان را هم به خود جلب كند و در حركت دمكراسی‌خواهی ایران نقش محوری داشته باشد. به هم پيوستن جنبش دانشجويی و جنبش زنان هم كه يكی از سمبل‌هايش بهاره هدايت عزيز است نقطه‌ی عطف بسيار مهمی‌ در تاريخ جنبش زنان ايران است.اکنون هم با تمام مشكلاتی‌ كه برای جنبش زنان ايجاد شده و هرچند به نظر می‌رسد در يك حالت انبساطی قرار دارد اما مهم‌ اين است كه آهسته و پيوسته به راهش ادامه می‌دهد.

من هميشه ده پانزده سال پيش را به ياد می‌آورم كه جمعی از دوستان در مركز فرهنگی و در جاهای ديگر نشرياتی را منتشر می‌كردند، تيراژ خيلی بالا نبود ولی همين نشريات در کشور توزیع می‌شد و اندک اندک زنان ديگری را آگاه می‌كرد. آن موقع آن جمع خيلی كوچك بود اما امروز اين جمع در كشور گسترش پيدا كرده و حتی به شهرهای ‌مرزی دورافتاده هم رسيده است. همان‌طور كه در ابتدا گفتم ما اگر در فضايی بوديم حداقل نيمه اتوكراسی ، مطمئناً گسترش و دستاوردهای جنبش زنان بسيار بيش‌تر می‌شد اما با توجه به فضای موجود آن‌چه كه در حال حاضر هست باز هم بسيار خوب است و جنبش زنان در واقع جزو پوياترين جنبش‌های اجتماعی ايران است.

در هر صورت در خارج از كشور انتقادات بسياری به ما وارد می‌شود. می‌گويم به ما، چون به هر حال من عضو جنبش زنان ايران هستم و عضو جنبش زنان كردستان، حالا هر جای دنيا كه باشم و هر انتقادی كه به جنبش زنان ايران بشود طبعاً اين انتقاد را فكر می‌كنم كه بر خود من هم وارد شده. دوستان منتقد هم حق دارند، آن‌ها حجاب را مطرح می‌كنند، يا اين‌كه می‌گويند درخواست‌ها كوچك است ولی خوب برای منی كه در داخل بودم و سختی شرايط بقا و ادامه را دیده‌ام، می‌دانم كه چقدر فضا داريم و به همان اندازه‌ای كه می‌توانيم داريم تلاش می‌کنیم. مسلماً فضای بازتر می‌تواند فضايی‌ باشد كه درخواست‌های بزرگ‌تر ما را هم مطرح بكند. در حال حاضر به نظر می‌رسد گروهای مختلف سر حداقل‌ها به توافقاتی نزديك شده‌اند و اين خود بسيار باارزش است.

به هر حال دوستان الان كه در كرمانشاه جمع شده‌ايد خيلی خوشحالم از اين‌كه می‌بينيد جنبش زنان ايران فقط در يك محفل در تهران محدود نمانده و به كرمانشاه، سنندج، مريوان، بانه و شهرهای غربی كشور هم كشيده شده و مسلماً به ديگر نقاط ايران هم همین‌طور.

به سهم خودم تنها كاری كه با یاری برخی دوستان در خارج از كشور توانسته‌ایم انجام دهیم اين است كه در اوج بی‌تريبونی جنبش زنان در داخل از لحاظ تلويزيون و راديو، بالاخره توانستیم يك مقدار نظر دیگران را در اين‌جا جلب كنیم و اندک تريبونی فراهم نمائیم. گاهاً بعضی از دوستان انتقاد می‌كنند كه اين تريبون ممكن است به حركت لطمه بزند، بترساند و يا وابستگی به خارج را مطرح كند، اما در عين حال اثرات اين تريبون را هم در گسترده‌تر كردن جنبش زنان ديده‌ام. خود من هر بار چندين و چند ايميل از زنان مختلف در داخل كشور دارم كه می‌گويند ما هم می‌خواهيم فعال باشيم، بگوئيد چكار كنيم. می‌ماند اين‌كه چطور بشود به اين ايميل‌ها اعتماد كرد و ارتباط داد كه البته با بعضی از دوستان راهش را پيدا كرديم.

در هر صورت در پايان از شما می‌خواهم كه هيچ وقت زنان اقليت‌های ملی را از ياد نبريد همچنان كه از ياد هم نبرده‌ايد. فعالين مسالمت‌جوی جنبش‌های اقليت‌های ملی در ايران را از ياد نبريد همچنان كه عدنان و هيوا را در بيانيه‌ی مربوط به بهاره و امير يعقوبعلی از ياد نبرديد، البته انتظار اقدام مستقيم‌تری از شما داشتيم.

به‌ باور من جنبش زنان شجاع‌تر از بسياری از ديدگاه‌های مردانه است. آن سدهای مردانه‌ی حاكم بر فضای ‌فكری ايران را ما زنان بايد بشكنيم. هيچ‌ كس از هيچ‌ كس بشرتر نيست، اين خيلی مهم است. يك عده نبايد از منظر قدرت‌طلبی و در واقع خود برتربينی بقيه را خوار و حقير بنگرند، این اشتباه محض است. یقیناً جنبش زنان می‌تواند اين سد را بشكند، می‌دانم شايد بگوئيد آرام آرام ولی در هر صورت حتی برای همين حركت آرام هم من خيلی احترام قائلم.

آرزوی جامعه‌ای برابر را دارم و آينده‌ای خوب برای همه‌مان كه در آن جنسيت، مليت، مذهب و غیره‌ باعث تبعيض يكی عليه ديگری نشود. آرزو دارم همه‌ مردانی هم كه در عرصه‌ مبارزات دمکراسی‌خواهی ایران حضور فعال دارند از ته‌ دل پذیرفته‌ باشند هيچ كسی از هيچ كس بشرتر نيست. در پایان اميدوارم كمپين يك ميليون امضاء روز به روز گسترده‌تر، کامل‌تر و پویاتر شود.

| + | بخش: تريبون