تبليغاتX
گورین بو يه‌كسانی - یکشنبه 5 اسفند 1386

فعالان كُرد کمپین یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز




یکشنبه 5 اسفند 1386 

ايمان و الحاد در كمپين / محمد جم

 

چند صباحی است ناقدان کمپین بر انتقادهای خود، سرعت و حرارت بخشیده‌اند، حق و ناحق، رویه کمپین را در بوته نقد به سیلی نشانده‌اند. هفته گذشته نیز مختصر و موجز، نقدی به خامه «بلال مراد ویسی» از اعضای فعال کمپین یک میلیون امضاء، به رویه کمپین نسبت به مسئله دین، انتشار بیرونی پیدا کرد. آقای مرادویسی بر دو محور، نقد خویش را سامان بخشیده‌اند. یکم: ایشان گله‌گزار نقدناپذیری کمپین هستند. و دوم، رویکرد «مغشوش» کمپین است نسبت به دین.

 

1. انتقادناپذیری کمپین به هر بهانه که صورت پذیرد خطایی غیرقابل توجیه است. در این وادی خطاکارانه و نابخشوده، قبل از پاسخ‌گویی مجموعه کمپین، خود آقای مرادویسی، به عنوان عضو فعال این مجموعه، در مظان اتهام‌اند و باید پاسخ‌گو باشند. عهد و قراری منعقد نشده که وقتی خطایی از مجموعه‌ای سر زند، اعضای آن مجموعه خو د را بیرون ببینند؛ ارتفاع گیرند و از جایگاه یک منقد بیرونی (پاک و مطهر) به مجموعه‌ای که خود برساخته‌اند «جوالدوز» فرو کنند. منصفانه‌تر است اگر پیش از فرو کردن جوالدوز به دیگر عضوها، «سوزنی» بر پوست خود بنهیم.

 

2. محور بعدی نقد ایشان، شماتت رویکرد توجیه‌گرانه کمپین است نسبت به مسئله دین. در این وادی نیز آقای مرادویسی حق می‌داشت اگر بین «دین مردم» با «دین دولتی» تفکیک می‌گذاشت. فرض است که آقای مرادویسی معتقد باشند و مستدل اعلام کنند که «دین، دین است» و «دین مردم (دین حاشیه)، با دین مرکز و دولتی یکی است.» در صورت صحت این فرض، و اگر ایشان موفق شوند نظریه مونیستی و وحدت‌گرایانه خود را با اقامه دلیل و استدلال، موکد کنند فقط در این صورت حق با ایشان است و کمپین به خطا رفته است.

 

3. می‌دانیم که در متن دفترچه حقوقی (و نه در بیانیه کمپین) به نگاه تائید‌گرا و همراه دو تن از مراجع دینی کشور، اشاره شده است. پرسیدنی است که آیا کمپین به خطا رفته است؟ پاسخ آوردن برای این سوال به سادگی میسر نمی‌شود اگر بحث به وادی پر دست‌انداز ارزش‌ها و سنجه‌های «روشنگری» تعمیم نیابد.

 

4. عصر مدرن، هر دین و آیینی را «قابل تفسیر» می‌داند. انسان عصر مدرن به توان‌گری، معرفت، شجاعت و دانش خود باور دارد که ادیان را به رای و داوری خود می‌توان «تفسیر» کرد. می‌دانیم که هرمنوتیک به عنوان «علم تفسیر متون»، از اساس، پدیده‌ای مدرن و متعلق است به عصر روشنگری. شصت بانوی ایرانی از گروه‌های مختلف، آن لحظات اولیه که گرد آمدند تا کمپین را بیاغازند و دفترچه‌های حقوقی کمپین را به رایگان در اختیار ما بگذارند شاید از قوه ادراک مدرن‌شان برای تفسیر «خود سر» از مذهب بهره گرفته‌اند و لذا با شهامت دست به اجتهاد زدند اعلام کردند که به نظرشان، اصلاح قوانین تبعیض‌آمیز با دین و مذهب ما مردم (با دین حاشیه، با زندگی)، منافات و دشمنی ندارد. تفسیر بدعت‌آمیزشان را نیز با رای مثبت دو تن از مراجع دینی ایران، آراسته و موکد نمودند. 

 

5. «بنیادگرایی دینی» به عنوان پدیده‌ای مدرن، از دین حاشیه و عرفی، فاصله‌ها دارد. وابسته‌ی دین مرکز است. متولی و قیم دین است، تفسیر دین را به خود و فقط به اختیار خود منحصر می‌داند. اعضای جنبش‌های بنیادگرای دینی و شریعت‌مداران، چه در کسوت «جنبش»، فعال باشند و چه در جلوت نظمی مستقر (دولت)، ممکن است با تفسیرهای بدعت‌جو و خودسرانه بانوان مخالفت کنند، به آنان بخندند، آنان را به زندان افکنند، باران تهمت بر سر و روی‌شان جاری کنند، کتک‌شان بزنند، ملحد و مهدورالدم معرفی‌شان کنند و قس علیهذا... ولی آن‌چه را نمی‌توانند از بانوان پس بستانند همین علم تفسیر است. جناب آقای مرادویسی خود شما نیز چون یک فرد تحصیل کرده و مدرن هستید در نوشته‌تان از علم هرمنوتیک استفاده برده‌اید و به تفسیر نظریه‌ای در باب رابطه دین با کمپین پرداخته‌اید. می‌دانیم که به رای راست‌کیشان شریعت‌مدار، عمل شما نیز به نوعی ممکن است بدعت‌گذاری تعبیر شود. به همان علت که در رای صاحبان انحصاری کلام اسلامی، جنابعالی (به عنوان یک مسلمان) حق اجتهاد و قضاوت ندارید به همان دلیل نیز خانم‌های نگارش‌گر دفترچه حقوقی کمپین.

 

6. اعضای کمپین یک میلیون امضاء تک به تک مختارند گرایش‌های دینی و قومی و فکری خود را مبلغ باشند و کیش خویش را ترویج نمایند. یکی مسلمان است، دیگری مسیحی، آن دیگر شیعه اثنی عشری، یا اهل سنت است، نفر بعدی اصلاً دین ندارد. این‌ها همه گرایش‌اند، وجود دارند، مشروع‌اند و بلاوقفه فعال مایشاء. بلااشکال‌اند تا وقتی که «به مانع تبدیل نشده‌اند»، مانع هنگامی پیدا می‌شود (که از قرار، فعلاً پیدا شده)، که هواخواهان ادیان مختلف در کمپین، مسیر مشترک‌شان را از کسب خواسته‌های خویش به هیاهوی آوردگاه پارادوکسیکال «معرفت دینی و غیردینی» کژ کنند. با رویش و غلبه «تضادهای دینی و معرفتی» بر اذهان کنشگران کمپین، فعالیت‌ها به آرامی در کالبد ایدئولوژی می‌نشیند. پسامد آن، کور شدن منفذهای پراتیک و دمکراسی است. سامانه‌های تضاد، و استوانه‌های ایدئولوژیک اگر از دری وارد شوند، دمکراسی، خجالت‌زده از در دیگر خارج می‌گردد. یکصد سال تجربه، از گریز ناپذیر بودن این فرمول، پشتیبانی می‌کند.

 

7. من و جناب مرادویسی اگر شیعه یا سنی یا زرتشتی و... هر چه که باشیم در این مجادله اهمیت چندانی ندارد، آن‌چه در این بحث، دارای منزلت و اهمیت است موضع ما است: آیا از گستره «دین عرفی و دین حاشیه» به نقد کمپین نشسته‌ایم؟ یا از کمین‌گاه «دین مرکز و دین ایدئولوژیک»؟ آیا در کمند کهنه سال «تضاد ایدئولوژیک» به دام افتاده‌ایم و اجتهاد جسارت‌آمیز زنان را مضر به حال کمپین (و یحتمل مضر به حال دین) می‌دانیم؟ (یقین دارم که نظر نویسنده محترم، از این شائبه مبرا است)

 

8. ما پیروان مذاهب مختلف، آزاد هستیم در کمپین راه خود را گم نکنیم، آزاد هستیم که مبلغ و مدافع پرشور آیین خود باشیم. کس یا نهادی را در کمپین سراغ دارید که تبلیغ مذهب‌تان را مانع باشد؟ چنین بارگاه بازدارنده‌ای اگر پیدا نمی‌کنید پس می‌توانیم توافق داشته باشیم که «مانع و رادعی در کمپین وجود ندارد». مفهومش این است که اگر اجتهادی در حوزه دین توسط بانوان صورت گرفته، بی‌درنگ و بی‌واسطه مربوط است به دین عرفی. (که متصورم آقای مرادویسی هم با این گفته مخالفتی ندارند)

 

9. گرایش‌های مذهبی و غیرمذهبی (ایمان و الحاد) در کمپین وجود دارند و فعالند ولی «مانع» پیشرفت کارها نیستند، معنای محقق سکولاریسم و کثرت‌گرایی، جز این نیست!

| + | بخش: تريبون |