گورین بو يهكسانی
فعالان كُرد کمپین یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیضآمیز
|
|
چهارشنبه 8 اسفند 1386 در پاسخ به "ايمان و الحاد" نوشته "محمد جم" / بلال مرادویسی جناب "جم"، در مطلبتان اشاره به دستهبندیتان از دین کرده و در جهت توجیه رویکرد مذهبگرای کمپین، دینی را که شانه به شانه کمپین، تغییر قوانین تبعیضآمیز بر علیه زنان را هدف گرفته "دین عرفی و دین حاشیه" نامیدهاید و فرقش را با "دین مرکز و دین ایدئولوژیک" یادآور شدهاید. بگذارید معلومات اندک خود را مرور کنم: آنچه را شما "دین عرفی و دین حاشیه" نام میگذارید، منش "دین" مینامم، مربوط است به حریم خصوصی افراد و از این رو از دایره صحبت عموم خارج است. چنین دینی معادلات و مناسبات حوزه عمومی را به خرد انسان واگذاشته و از آنجایی که دیگر از اریکهی قدرت پائین آمده، احوال عمومی مردمان را امر و نهی نمینهد و هرگونه وضع، تغییر و تفسیر قانون (به عنوان حاکم روابط عمومی انسانها) را به دست عقل جمعی آدمیان داده است. چنین دینی برای حفظ حرمت و تقدسش، اشتباه کلیساهای قرون وسطی را تکرار نکرده و ساحتش را به قدرتطلبی نمیآلاید. اینگونه برداشتی حاصلش دورانی شد که جنابتان با شور و ولع خاصی ابتدا من را به آن منتسب کردید و "مدرن" خواندید و در ادامهاش به خیال خود با برهان و دلیل از آن وادی راندید و در محفل "راستکیشان شریعتباور" قرارم دادید. بد نیست برای دوبارهخوانی آنچه دغدغهی من است و نقدم به رویکرد کمپین، مواردی را بیان نماییم، اگرچه بعضاً تکراری. قبلش این نکته درست شما را اشاره قرار دهم و اصلاح کنم که منظور من از بیانیه کمپین در آن نقد، دفترچهایست که قرار است جهت افزایش آگاهی افراد در اختیارشان قرار گیرد و خواهیم یا نه، منتسب است به کل حرکت کمپین. و نیز آنگونه که شما و دوستان دگر تذکر دادند، خود را از کمپین "بیرون ندیده"، "ارتفاع نگرفته" و نه آنگونه که شما "پاک و مطهر" خواندیدم، به نقد حرکت کسانی که دفترچه آموزشی کمپین را تدارک دیده و نیز دوستانی که زحمت طاقتفرسای انتشار مطالب فعالین را در رسانه اصلی کمپین سایت "تغییر برای برابری" بر عهده دارند، پرداختهام، چه آنکه بر این عقیدهام ما خود باید کاستیمان را انذار دهیم و درصدد رفعش برآئیم، تا که چوبش خوریم و آنگاه وااسف گوئیم گذشتهای را که همه خوبی بود و تعریف و تمجید و بهبه و چهچه. و اما آن چند مورد: · فرضی دور از ذهن نیست اگر که بینگاریم این دو مجتهد والامقام نیز به مانند بسیار همکیشان خود، فتوی اصلاح یک یا دو مورد از قوانین تبعیضآمیز را نداده بودند. پاسخم دهید آنگاه واضعان سطور آگاهی دهنده دفترچه آموزشی کمپین با چه چیز "تفسیر خودسر از مذهب" را "آراسته و موکد" مینمودند؟ آیا بهتر آن نیست به مانند پاراگراف آخر بیانیه کمپین، "الحاق ایران به میثاقهای بینالمللی حقوق بشر" و "مهمترین ضابطه در حقوق بشر یعنی عدم تبعیض بر مبنای جنس، قوم، مذهب و ..." وظیفه آراستگی و موکد نمودن خواستههای برحقمان را بر عهده میداشت؟ · آیا "سازگاری اصلاح قوانین تبعیضآمیز علیه زنان با تفسیر ما از دین" با "عدم سازگاری اصلاح قوانین تبعیضآمیز علیه زنان با تفسیر ما از دین" پاسخی درخور و قانع نمیگیرد؟ مگر نه آنکه "علم هرمنوتیک" و "قوه ادراک مدرن برای تفسیر خودسر از مذهب" "ما"ی اول اجازه تفسیرشان میدهد؟ "ما"ی دوم چه کم دارد جهت تفسیر به مذاق خودش؟ اگر "ما"ی اول تو گویی یک میلیون امضا بر پایه "تفسیر خود" پای خواستهاش نهاد. آیا از نظر شما جایز نیست که "ما"ی دوم "تفسیر خود" را دلیل رد خواسته "ما"ی اول کند. مگر نه این که این دو استدلال یک جنسند و لاجرم به یک اندازه توانمند؟! · با فرض تغییر قوانین تبعیضآمیز با پایه "دین حاشیه و عرفی" که شما سخن از آن گفتید، آیا حال دیگر این "دین حاشیه و عرفی" تکیه بر جای "دین مرکز و قدرت" نزده است؟ مگر نه این که قانون به میل خود تغییر میدهد و ...؟ آنگاه دینداران طرفدار تفسیرهای دیگر از دین شما و یا رهروان ادیان و مذاهبی غیر از آنچه شما "شجاعت تفسیرش" داشتید، تکلیفشان با دین حال دگر "مرکز و قدرتمند" شما چیست؟ · آیا استناد به سازگار بودن درخواست تغییر قوانین تبعیضآمیز بر علیه زنان شیعه، سنی، زرتشتی، مسیحی و دیگر ادیان و مذاهب اقلیت کشور، با مذهب شیعه اثناعشری از دین اسلام و نه ادیان و مذاهب دیگر (از آنجایی که نام برده نشدهاند)، و نیز انعکاس فتوی دو تن از مراجع شیعه مذهب، در منافات با آن اصل اساسی حقوق بشر نیست که در پاراگراف آخر بیانیه نیز آمده است؟ · با غیر ایدئولوژیک بودن کمپین موافقم اما نه آنگونه که شما میپندارید. کلاهتان را اندکی با انصاف قاضی کنید، "آراسته و موکد" نمودن خواستههای برحقمان با "تفسیر مدرن و خودسرانه از دین" در جهت ایدئولوژیک کردن کمپین است یا سخن از سکولار بودن کمپین؟ آدرس فرهنگ لغتی را که "سکولاریسم" درش "ایدئولوژی" معنا شده و "دین" نه، به ما نیز بدهید تا معلومات نداشتهمان شاید کمکی فزونی گیرد. شما و همفکرانتان چرا و با چه اجازهای به خود حق آن میدهید فقط "تفسیر مدرن و خودسرانه شصت بانوی ایرانی از گروههای مختلف" را نسبت به مذهبی خاص از دینی خاص، در راستای غیرایدئولوژیک بودن کمپین بدانید و هر آنچه کسان دیگر، از سکولارها گرفته تا قائلان به تفسیر دیگر از مذهب خاص دین خاص شما، تا باورمندان به ادیان و مذاهب دیگر، تا اقلیتهای ملیتی، و تا چپها، گویند را در نطفه دم فرو بندید به جرم ایدئولوژیک کردن کمپین؟ · کاملاً مخالف با شما بر این نظرم که هیچ كدام از ما نبایستی که کمپین را محل "تبلیغ طریقتمان" کنیم. تبادل نظر ولو درباره رویکرد به مذهب میتواند محل بحث فعالین باشد اما بر این نکته پا میفشارم که "نه شیعه، نه سنی، نه زرتشتی و نه پیروان مذاهب مختلف دیگر" در جهت "تبلیغ پرشور آئین" خود در کمپین آزاد نیستند. اصول مدرنی که شما بیشتر از من میدانیدش برای چنین فعالیتهایی جا و مکان مشخص دارد. در نهایت بار دیگر رأیم را پیرامون رویکردی که بهتر آن بود کمپین در مواجه با دین پیش میگرفت تکرار میکنم. همان گونه که تمام جنبشهای همدوره جنبش زنان از جمله جنبشهای دانشجویی، کارگری و نیز تمام کنشگران راستین حقوق بشر طلب و دموکراسیخواه به درستی دین را در حوزه خصوصی معتقدانش نهادهاند، رویکردی سکولار میبایست که پیش پای حرکت برابرخواهی کمپین قرار میگرفت. خرسند آنم که نقدم موجی ولو با ارتفاع و دامنهی کم ایجاد نموده است. باشد که به ساحل رسیدن چنین موجی و آرامشش به سود آنچه باشد که همگیمان هدف قرار دادهایم. در این میان تذکر خطاهای اندیشه و گفتار خود را به جان پذیرایم. بزرگی انسان برایم یکی آنست که میداند: ممکن است اشتباه بیندیشد. |
|