گورین بو يهكسانی
فعالان كُرد کمپین یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیضآمیز
|
|
شنبه 24 فروردین 1387 زن از جنس دوم تا برابری / مهشيد حمزه در خصوص نابرابریهای بين دو جنس در جوامع عقب افتاده بسيار گفته و نوشته شده. همينطور از عدم وجود ديد تبعيضآميز نسبت به زنان در فرهنگ ملی ما که با دلايل و براهن قوی و شواهد تاريخی مسلم به اثبات رسيده. شايد اگر بخواهيم بيش از حد خوشبين باشيم، چنين نتيجه بگيريم که هدف از اين نابرابریها و خانهنشين کردن زنان، تربيت نسلی خوب و کارآمد بوده، ولی از آنجا که اين ديدگاه نيز کوتهفکرانه میباشد نتيجه کاملاً عکس گرديده است. همهی ما میدانيم که در دنيای امروز حرف اول و آخر را ميزان قدرت اقتصادی جوامع میزند و هر چه نيروی کار متخصص و حتا غيرمتخصص فعال در عرصه بيشتر باشد چرخها سريعتر و پرتوانتر میچرخند. همچنين میدانيم جوامعی که در سنتهای بد و دست و پاگير خودشان غرق شدهاند در واقع همان ممالک عقب افتادهاند. ولی از آنجا که امروز عصر فنآوری اطلاعات است جوانان اين جوامع عقب مانده با مظاهر و معايب تمدن بدون آن که تجربه توسعهيافتگی را داشته باشند آشنا شدهاند. در نتيجه ديگر دختران خانهنشين و يا به قولی کدبانو نمیشوند بلکه تمايل دارند با زيبا ساختن خود به هر قيمتی و صرف هزينههای عجيب و غريب و غيرضروری به اين منظور خود را از اسارت سنتها برهانند. البته پيراستگی و زيبايی بسيار خوب و پسنديده است و حد و مرزی ندارد بلکه تماماً بسته به سليقه خود انسانهاست. ولی اين مسئله آنجا گره میخورد که اين نسل برای مدفون کردن سنتهای غلط و ستیز با نابرابریها و جهش به سوی آينده روشی غيرعلمی و غيرمنطقی را برگزيده است و موجب شده که با هر آن چه فرهنگ و نسل پيشين و حتی طبيعت حکم میکند ناآگاهانه بجنگد. ولی دردآورتر آن است که چون واکنش آنان کاملاً احساسی بوده و دليلی برای کار خود ندارند نه تنها خودشان اين اعمال را قبول نمیکنند که آن را برای ديگران نيز بد میدانند. شايد اين بحث با يک مثال روشنتر شود، مثلاً مسئله بکارت در فرهنگ ما بسيار ارزشمند است و باعث ايجاد فاصلهی نجومی بين زن بودن و دختر بودن میگردد، در برخی از کشورهای اروپايی اساساً از بين رفته. يعنی با اين استدلال که اگر اين مورد نباشد بخش عمدهای از تبليغات جنسی از ميان برداشته میشود، در بدو تولد مخاط اندام تناسلی زنان را از بين میبرند تا بدين شکل اين تبعيض و آشفتگی درونی را برای زنان خود از ميان بردارند اين در حالی است که اين راه برای از بين بردن تبعيض منطقی به نظر نمیرسد چرا که اين کار برخلاف روند طبيعت میباشد و اگر لحظهای تبعات آن را به ويژه با توجه به سطح فرهنگ عوام جامعهی ما در نظر بگيريم هيچگاه چنين روشی را در مملکت خود بر نمیگزينيم. حال با نگاهی به جامعهی ايران مشاهده میکنيم که اين مسئله «بکارت» همواره باعث تشويش و نگرانی زنان بوده چرا که از طرفی فرهنگ جامعه در هر پيشامدی ازاين قبيل، پيکان اتهام را به سوی زنان نشانه میگيرد و از طرف ديگر قانون و متوليان آن يعنی محاکم قضايی در تصميمگيرهای خود نهايت بیرحمی را نسبت به زنان دارند و از همه دردناكتر آنكه زنان حتی با حداقل حقوقی كه قانون برایشان قائل شده به هيچ وجه آشنايی ندارند و بر اساس فرهنگ حاكم نيز اگر مرتكب خطايی شوند خودشان بيش از ديگران خود را مقصر میدانند. از سوی ديگر تمایل به خودنمایی و خودفروشی در رقابت با سایر همجنسهایشان که خود ناشی از سرخوردگی و خودکمبینی است به عنوان جنس دوم به آنها تحمیل شده و آنان را در معرض وسوسهها و بیداری غرایز طبیعیشان قرار میدهد بدین ترتیب هیچ یک از دختران و پسران که قرار است در آینده خانواده که بنیان جامعه است را تشکیل دهند قابل اعتماد نبوده و نتیجتاً فرزندانی را تربیت خواهند کرد که از یک سو وجودشان از آداب و ارزشهای خوب فرهنگمان تهی و از دگر سوی سنتها و باورهای غلط به صورت ریشهدارتر و بدتری در آنان وجود دارد و چه بسا مرتبهی زن از جنس دوم هم پایینتر برود. اگر چشمهایمان را باز کرده و به مردم پیرامونمان نظری بیفکنیم متوجه میشویم که وضعیت اجتماعی جامعه بسیار اسفناک و نگران کننده است. متأسفانه بسیاری از دختران ایرانی چنان دچار فقر محبت هستند که خود را به هیچ فروخته، اما باز هم از وضعیتشان احساس رضایت نمیکنند. البته به نظر میرسد که در برگزیدن این راه ایشان مقصر نمیباشند! در جایی که زنان ورزشکار در عین لیاقت و شایستگیشان نمیتوانند همانند مردان از امکانات و سرمایههای ملی برای پوشیدن پیراهن تیم ملی استفاده کنند و استعدادهای خود را نشان دهند، هنگامی که از کودکی به دختران چنین القا میگردد که خواست پدر یا برادران خود را بیش از سلیقه خویش در پوشش و آرایش در نظر بگیرند، زمانی که به دختران چنین آموزش داده میشود که در برابر شنیدن ناسزا و تهمت و متلک هر کسی از نزدیکترین کس تا عابری در خیابان تنها به سکوت اکتفا کن و با سکوت خود نجابتت را نشان بده. وقتی که در آستانه ازدواج به او توصیه میکنند که همیشه در روابط با همسرت نقش یک فرمانبر را ایفا کن و در برخورد با مشکلات زندگی که شاید خود نیز در به وجود آوردنشان نقشی نداشتهای همیشه ایثار کن و با هر آزار و اذیتی که از سوی همسر و یا حتی خانواده وی بر تو تحمیل میگردد مدارا کن. دیه تو نصف است، شهادتت قبول نیست، ارثیهی تو از پدر 2/1 پسر، از شوهر 8/1 و از پسر 6/1 و ... با همه اینها که ذکر شد و هزاری دیگر که گفته نشد دیگر چه انگیزهای برای زنان و دختران باقی میماند که خود را قبول داشته باشند و بیندیشند و مطالعه و پژوهش کنند تا خود اندیشمند شده و در کنار مردی اندیشمند، نسل اندیشمندتری تربیت کنند. چه بخواهیم و چه نخواهیم، چه مردان بپذیرند و چه نپذیرند، زنان باید به برابری دست یابند این در حالی است که مردان حتی آنان که ژست روشنفکری به خود میگیرند همواره دوست دارند که حداقل از این جنبه جامعه کاملاً سنتی باقی بماند (البته بدون شک هستند مردان دگراندیشی که چنین نمیانديشند). ولی اگر آنان نیز دوست داشته باشند که نسلهای بعدی ایرانی، این تمدن کهن را بارورتر کنند و گامهای عقب افتاده را سریعتر بپیمایند باید باور کنند که امروز زنانشان با نشستن در خانه نمیتوانند شیران نر بزایند، چرا که زائیدن مهم نیست بلکه تربیت و تعالی این فرزندان مهم است که این خود نیازمند مادری است که در نقش آموزگار، خود را باور داشته و به آرامش درونی رسیده باشد و بداند که مادر خوب بودن تنها در پختن خوب غذا و شستن تمیز لباس نیست. بلکه وظیفه مادر آن است که انسانیت؛ اندیشیدن و درست زندگی کردن را به فرزندانش بیاموزد. |
|